عباس اقبال آشتيانى
145
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
بغداد سرازير گرديد و تا سامرّه ( سرّ من رأى ) و زنگاباد رسيدند . خليفه و علماى بغداد بر ضد ايشان حكم جهاد دادند و مسلمين بسركردگى مجاهد الدّين دويدار « 1 » و شرف الدّين اقبال شرابى در نزديكى تكريت ما بين دجله و جبل حمرين مغول را شكست دادند و در نزديكى جعفريّه قريب 15000 نفر از اسرائى را كه ايشان از شهر اربل و دقوقا گرفته بودند از چنگ سپاهيان تاتار نجات دادند و بغداد را مستحكم كردند ولى همينكه در آخر سال 634 مغول بار ديگر به طرف بغداد برگشتند در خانقين لشكريان خليفه را شكست دادند و جمعى كثير از ايشان را كشتند و بقيهء اردوى مسلمين منهزما ببغداد برگشتند . جرماغون و سرداران او سراسر ارمنستان و گرجستان يعنى اراضى متعلقه ببهرام گرجى ( و هرام گاگل ) و ملكه رسودان را به زشتترين طرزى زير و رو كردند و ملكه رسودان گريخت ولى بهرام و آواك پسر ايوانى بعد از آنكه مستأصل شدند از در اطاعت درآمده با قبول تبعيت از مغول امان يافتند و آواك چندى به خدمت اوگتاىقاآن رفته از طرف او به حكومت ممالك سابقهء خود برقرار و محترما عودت داده شد و از اين تاريخ گرجستان و ارمنستان نيز مثل فارس و كرمان از خراجگزاران مغول گرديد . مغول در اين اردوكشى ثانوى در مشرق و جنوب شرقى ايران يعنى سيستان و غزنين و كابل و حدود سند نيز تاختوتازهاى بسيار كردند و غير از فارس و كرمان كه امراى آنها يعنى اتابكان سلغورى و قراختائيان باجگزار مغول بودند بقيهء نقاط را قتل و غارت نمودند و ما شرح اين قسمت را بعدها ذكر خواهيم كرد . نزاع بين سلاطين شام و مصر و الجزيره و بلاد روم با وجود خطر عظيم حملهء مغول به هيچوجه از ميان نرفت بلكه اين سلاطين بىتدبير خودخواه دائما بر سر تصرف شهر يا قلعهاى بجان يكديگر مىافتادند و مردم بىگناه ممالك خود را زير دست و پا مىبردند و خليفهء عباسى بغداد هم چندان نفوذ و توجهى كه بتواند به كشمكشهاى خانگى ايشان خاتمه دهد و قواى متشتت آن جمع را براى جلوگيرى از سپاهيان مغول در معابر سخت بين ارمنستان و كردستان و شام مجتمع سازد نداشت . در سال 634 بين الملك الكامل و برادر او الملك الاشرف دشمنى سخت حاصل
--> ( 1 ) - دويدار يا دويتدار يا دواتدار بمعنى منشى است .