عباس اقبال آشتيانى

146

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

شد و الملك الاشرف براى دفع برادر با غياث الدّين كيخسرو ( 634 - 642 ) پسر و جانشين علاء الدّين كيقباد اتحاد كرد ولى قبل از آنكه بين دو برادر جنگ درگيرد هردو در سال 635 وفات كردند . در سال 637 سرداران مغول با لشكرى جرّار بار ديگر به ارمنستان آمدند ولى بواسطهء آنكه سپاهيان غياث الدّين كيخسرو معابر كوههاى ارمنستان را گرفته بودند نتوانستند ببلاد روم دست بيابند . در سال 639 جرماغون بواسطهء علت فلج از فرماندهى اردوى مغول معزول و بايجو نويان بجاى او منصوب گرديد و اين فرمانده جديد در همين سال با 30000 سپاهى و عده‌اى عراده و منجنيق به ارزن‌الرّوم كه از بلاد غياث الدين بود حمله برد و حصار آن را گشوده جمع كثيرى از مردم آن را كشت و عده‌اى را نيز به اسيرى برد . غياث الدين براى جلوگيرى از تجاوز مغول سال بعد با قشونى بسيار از مسلمين و ارامنه و عرب و گرجيان از راه خشكى و عده‌اى جهازات از راه دريا به طرف ارمنستان حركت كرده در محل كوسه‌داغ از نواحى ارزنجان با مغول روبرو شد و با آنكه در اول وهله فتح با او بود در آخر شكست خورد و به طرف انقوره ( انكوريه ) گريخت . مغول بلاد سيواس و قيساريّه ( قيصريّه ) را مسخر كرده بباد غارت دادند عاقبت چون كيخسرو ديد حريف مغول نمىشود رسولى نزد ايشان فرستاده قبول كرد كه هر سال مقدارى جزيهء نقدى و جنسى بخان مغول بدهد و دست‌نشاندهء او باشد و همين قبول تبعيت مغول در حكم خاتمهء استقلال سلاجقه روم و منضمّ شدن بقيهء ممالك سلجوقى به متصرفات قاآن مغول بود ( 640 ) . فتح چين ( 631 ) و روسيه و مجارستان ( 635 - 639 ) - اوگتاىقاآن در سال 627 يعنى در موقعى كه سرداران او در ايران و الجزيره و ارمنستان و گرجستان و شام و عراق مشغول تعقيب جلال الدّين و تسخير ممالك او بودند با دو برادر خويش جغتاى و تولى و پسران خود به طرف چين خاص و جلگهء هوانگ‌هو ( باصطلاح مغول قراموران ) حركت كرد . چين در اين موقع در تحت سلطنت سلسلهء كين بود و مغول در عهد چنگيز خان