عباس اقبال آشتيانى

136

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

به جانشينى اختيار كرد و ساير فرزندان او و بزرگان مغول نيز تبعيت فرمان او را پذيرفته به اطاعت از اوامر اوگتاى پس از مرگ چنگيز سر فرودآوردند و براى آنكه انتصاب او بمقام خانى صورت رسميت يابد دو سال و نيم بعد از مرگ چنگيز يعنى در بهار سال 626 در كنار نهر كرولن اجتماع كرده در نتيجهء قوريلتاى عظيمى اوگتاى را با تشريفات بسيار « 1 » بمقام خانى ( قاآنى ) برگزيدند و اوگتاى با آنكه ابتدا از قبول اين تكليف سر مىپيچيد چون برادران و برادرزادگان و نزديكان ديگر اصرار كردند و وصيت چنگيز را در اين خصوص يادآور شدند پيشنهاد ايشان را پذيرفت و بعنوان اوگتاىقاآن جانشين پدر گرديد . كسى كه بيش از هركس حتى در حيات چنگيز خان بنصب اوگتاى به اين مقام اصرار داشت يلوچوت‌ساى مشير و مشاور چينى چنگيز بود چه اوگتاى از دو برادر ديگر بيشتر سلامت نفس و خيرخواهى داشت و بيشتر اوقات را بعيش و خوشى مىگذاشت يلوچوت‌ساى براى آنكه شخص بىآزار نيك‌نفسى را بر مغول حكومت دهد و بدان وسيله خرابيهاى عهد چنگيز را تلافى نمايد در اختيار او اصرار كرد تا بالاخره به انجام مقصود خود رسيد و اوگتاى هم پس از رسيدن به سلطنت يلوچوت‌ساى را حاكم ولايت چينى متعلق بمغول و مستوفى خود كرد و اين مرد مدبّر تربيت‌شده به دستيارى منشيان و عمال تبتى و اويغورى و ايرانى و چينى و تنگغوت چنان كه خواهيم گفت ممالك مغول را اداره نمود و تاتارها را بتدريج بآداب ملل متمدّنه آشنا ساخت . در قوريلتائى كه منتهى به اختيار اوگتاى به سلطنت شد امرا و سران مغول چينى تصميم گرفتند كه براى خاتمهء عمليات كشورگشائى عهد چنگيز و فتح ممالك غير مفتوحه دو اردو روانهء آن حدود نمايند يكى به سمت ختاى يعنى چين شمالى ديگرى به طرف ايران جهت سركوبى قطعى سلطان جلال الدّين و انجام كار فتح آذربايجان و كردستان . فرماندهى اردوى دوم بشخصى واگذار شد بنام جرماغون نويان و او با 50000 نفر لشكرى و يك عدّه سران سپاهى بتركستان آمده از خوانين و حكام مغولى خوارزم و حشر خراسان نيز كمك گرفت و به همراهى قريب 100000 نفر به ايران رسيد و از راه اسفراين و رى خود را بعراق رساند .

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به صفحهء 88 از همين كتاب .