عباس اقبال آشتيانى
117
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
و ملكه زوجهء اتابك را با جماعتى باحترام بخوى فرستاد و متعرض متصرفات او نشد بعد بحسن معامله با مردم و عمارت و ابنيه و غيره پرداخت و بنام خليفه خطبه خواند و بعزم سركوبى كفّار گرجى به تهيهء سپاه مشغول گرديد . جنگ جلال الدّين با گرجيها در 622 - سلطان جلال الدّين بعد از آنكه بر تبريز مسلط شد چون قصد جهاد با كفار گرجى داشت قاضى مجير الدّين عمر بن سعد خوارزمى را از جانب خود پيش سلطان علاء الدين كيقباد سلجوقى ( 616 - 634 ) پادشاه روم و ملوك شام به سفارت فرستاد و از ايشان در دفع دشمنان اسلام كمك خواست و قاضى مجير الدّين در آن حدود بود تا بعد از فتح تفليس به خدمت سلطان مراجعت نمود . گرجيان كه از شكستهاى خود از مسلمين شروان و آذربايجان ملول بودند چون شنيدند كه ممالك اتابك اوزبك بدست جلال الدين افتاده و ستارهء دولت او رو بزوال نهاده است بانتقام شكستهاى سابق و به خيال گرفتن سهمى از ممالك اتابكى لشكرى به طرف ارّان و آذربايجان فرستادند و غرض ايشان اين بود كه بعد از تسخير آذربايجان ببغداد روند و بجاى خليفه جاثليقى از خود بنشانند و مساجد را به كليسا مبدل كنند . بعد از آنكه گرجيها از خيال هجوم سلطان جلال الدّين اطلاع حاصل كردند به او پيغام دادند كه مغول با آنهمه شوكت و اقتدار وقتى كه به خاك گرجستان رسيدند از حملهء به آن خوددارى نمودند و با اينكه بر خوارزمشاه غلبه يافته و آنهمه ممالك را مسخر كرده بودند در مقابل گرجيها سپر انداختند و از حدود گرجستان به احتياط عبور كردند . بالاخره جون ديدند كه جلال الدّين به اين بيانات دست از تصميم خود برنمىدارد و در حملهء به خاك ايشان مجدّ است قريب 70000 نفر سپاهى تهيه ديده ببلاد ارّان هجوم كردند . جلال الدّين با قشونى جرّار به طرف جنوب درياچهء سوان « 1 » ( گوگجهء حاليه ) حمله برد و شهر تووين « 2 » يا دوين از بلاد اسلامى نزديك ايروان حاليه را كه گرجيها از مسلمين سابقا گرفته بودند پس گرفت . سلطنت گرجستان در اين تاريخ در دست زنى بود بنام روسودان « 3 » ( 620 - 645 )
--> ( 1 ) - Sevan ( 2 ) - Tovin ( 3 ) - Roussoudan