عباس اقبال آشتيانى

112

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

غور بود كه سلسلهء شمسيّه را در دهلى تأسيس كرده و بعدها از مشهورترين سلاطين هند گرديده است . سلطان جلال الدّين در ابتداى شروع بكرّ و فرّ در هندوستان رسولى پيش شمس الدّين به دهلى فرستاده از او يارى خواست ولى شمس الدّين كه از هيبت و اقتدار سلطان جلال الدّين مىترسيد واداشت كه فرستادهء او را محرمانه زهر دادند و رسولى با تحف و هداياى لايق خدمت جلال الدّين فرستاد و پيغام داد كه چون هواى اين حدود ناسازگار است بهتر آن است كه سلطان به محلى كه شايستهء مقام باشد عزيمت نمايد ، جلال الدّين هم بحدود لاهور آمد و دختر يكى از راجه‌هاى هندى را تزويج نموده به كمك او بر سر ناصر الدّين قباجه تاخت و او را به سختى منهزم كرد و غنايم فراوان گرفت . در اين موقع سلطان شمس الدّين قريب 30000 سپاهى تهيه ديده براى جلوگيرى از جلال الدّين به مقابلهء او فرستاد ولى يكى از سران سپاه جلال الدّين ايشان را شكست داد و شمس الدّين از در عذرخواهى و دوستى درآمد و چون در اين اثنا بجلال الدّين خبر رسيد كه برادر او غياث الدّين بر عراق مستولى شده و براق حاجب نيز كرمان را مسخر كرده و ميل سران لشكرى در آن حدود به اوست هند را ترك گفته بجانب ايران مراجعت نمود . تأسيس سلسلهء قراختائيان كرمان در 619 - سلطان جلال الدّين و اتباع او از راه مكران بكرمان آمدند و در بين راه بواسطهء بىآبى و عفونت هوا بسيارى از ايشان به خاك هلاك افتادند تا بالاخره در سال 621 از آن جماعت قريب 4000 نفر خود را بكرمان رساندند . كرمان در اين تاريخ در دست براق حاجب بود و او ابتدا در خدمت گور خان قراختائى مقام حاجبى داشت و بعنوان سفارت از جانب گور خان ( در موقع بروز اختلاف بين او و خوارزمشاه ) به خدمت سلطان محمد آمده و سلطان او را اجازهء مراجعت نداده بود . بعد از اينكه قراختائيان برافتادند خوارزمشاه او را در خدمت خود رتبهء حاجبى داد و بر مقام و منزلتش افزود . بعد از استيصال سلطان محمد براق حاجب كه در خدمت غياث الدّين پسر سلطان