عباس اقبال آشتيانى
91
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
هيچكس از هزاره و صده و دهه كه بهآنجا منتسب بود نمىتوانست به جائى ديگر رود و به فرمانده ديگرى پناه جويد اگر كسى از محلى به محلى انتقال مىكرد او را مىكشتند و كسى را كه به او راه داده بود سخت تنبيه مىنمودند . چنگيز لشكريان خود را اكثر فقير و محتاج نگاه مىداشت تا به غلبه حريص و ناچار باشند و در موقع حركت امر مىداد جميع اسلحه و ما يحتاج زندگانى حتى درفش و سوزن را با خود بردارند و اگر كسى در روز سان و عرض لشكر يكى از لوازم را كم داشت معذّب و سياست مىشد . رسم چنگيزيان در لشكركشى اين بود كه قسمت بنهء سنگين و چادرهاى غلامان و اطفال و زنان را كه اغروق مىگفتند در مواقع مطمئن مقدارى جلوتر و در مواقع خطر از عقب حركت مىدادند تا هنگام تاختوتاز از آن بابت خيال ايشان آسوده باشد . چون عرصهء ممالك مغول وسعت يافت و لشكريان و ايلچيان و تجار دائما در رفتوآمد بودند چنگيز خان در سر راهها منازل كاروانى بنام يام درست كرد تا در آنها لوازم مسافرين و لشكرها را از علوفه و عليق اسبان و مأكول و مشروب و چهارپا حاضر داشته باشند و مخارج آنها را تومانها ( هردو تومانى يك يام ) بدهند و اسبان چاپار دولتى باسم الاغ « 1 » در آنجا براى رساندن ايلچيان مهيا باشد و هر سال اين يامها را تفتيش مىكردند و نواقص آنها را رفع مىنمودند . طرز محاربهء مغول و رفتار ايشان با مغلوبين - چنگيز خان موقعى كه مىخواست شهرى را مسخر كند و يا امير و پادشاهى را به اطاعت خود بخواند ابتدا او را به توسط ايلچيان بقبول حكم خويش يعنى ايلى دعوت مىنمود و اگر ايل نمىشد عنوان ياغى پيدا مىكرد و دفع او به جنگ لازم مىگرديد . « از جمله عادات پسنديدهء چنگيز خان يكى آن بود كه در احكامى كه به ياغى مىنوشت و او را به اطاعت
--> ( 1 ) - الاغ اصلا بمعنى اسب چاپار است و بمعنى قاصد نيز استعمال شده و اين كلمه قبل از استيلاى مغول شايد در دورهء تسلط قراختائيان بر ماوراءالنهر در زبان فارسى داخل گرديده ؛ رضى الدين نيشابورى از شعراى اواسط قرن ششم مىگويد : رياح را چو مهمى فتد بناحيتى * الاغ باشد صيت مكارم و سيرش . استعمال آن بمعنى درازگوش شايد به علت اطلاق اين كلمه بر نوع مركوب بوده است .