عباس اقبال آشتيانى
70
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
فصل سوم سياست چنگيز و اثرات حملهء مغول حكميت تاريخ در باب چنگيز . . . صاحب كتاب « طبقات ناصرى » از ثقات چنين روايت كرده است كه : « چنگيز خان به وقتى كه در خراسان آمده بود مردى بود بلندبالا ، قوى به نيت ، شگرف جثه ، موى روى كشيده سپيد شده ، گربهچشم ، در غايت جلادت و زيركى و عقل و دانائى و هيبت ، و قتال و عادل و ضابط و خصمشكن و دلير و خونريز و خونخوار « 1 » » . و منك هونك « 2 » نيز كه در سال 618 از طرف امپراطوران چين جنوبى به سفارت پيش مغول آمده بود تقريبا به همين شكل او را وصف مىكند و او را در ظاهر اندام به بزرگى جثه و عريضى پيشانى و بلندى ريش مىستايد . اما از لحاظ صفات اخلاقى چنگيز مردى بوده است با عزم و اراده و بسيار عاقل و مدبر و كاملا زمام نفس خود را در دست داشته و در مقابل مشكلات و موانع پافشارى و ثبات غريب به خرج مىداده و تا به مقصود نمىرسيده است از پاى نمىنشسته و هيچوقت از پيشآمدهاى ناگوار اضطراب و يأس بخاطر راه نمىداده و با خونسردى و آرامى حوادث را تلقى مىكرده است . در موقعى كه سلطان جلال الدّين منكبرنى در پروان لشكريان قوتوقو نويان را شكست داد و قوتوقو منهزما پيش چنگيز رفت خان از شنيدن خبر شكست به هيچوجه حال سكون طبيعى خود را از دست نداد فقط گفت كه قوتوقو نويان عادت داشت كه همهوقت از معركه فاتح بيرون آيد و هيچگاه مزهء هزيمت را نچشيده بود ، بعد از اين شكست بيشتر در كار خود احتياط خواهد كرد . در اينكه چنگيز خان يكى از خونخوارترين و بىرحمترين جهانگشايانى است كه تاريخ نام آنان را ضبط كرده شكى نيست چه بقدرى كه بامر او خون ريخته و آبادى ويران شده است شايد در هيچ عهد و در ايام لشكركشى هيچ فاتحى به آن اندازه صدمه و مصيبت روى نداده باشد بخصوص كه چنگيز خيلى كينهكش و سختكش بوده و براى او قتل عام
--> ( 1 ) - طبقات ناصرى ص 373 . ( 2 ) - Meng - Hung