عباس اقبال آشتيانى
61
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
لوگر ) رسيد و آنجا را اردوگاه خود قرار داد و چون دانست كه جماعتى از مغول در طخارستان مشغول محاصرهء قلعهء واليان اندبنهء قشون را در پروان گذاشته بر سر چنگيزيان تاخت و قريب 1000 نفر از ايشان را كشته بقيه را منهزم كرد ، چنگيزيان مغلوب از جيحون گذشتند و پل رودخانه را خراب نموده پيش چنگيز رفتند و تفصيل واقعه را به او گفتند . جلال الدين به پروان برگشت و چنگيز براى دفع او قوتوقو نويان را با لشكريانى كه عدد آن را از 30000 تا 45000 نوشتهاند روانهء طرف پروان كرد . جنك بين جلال الدين و قوتوقو در يك فرسخى پروان اتفاق افتاد ، جلال الدين ميمنهء قشون را بامين ملك و ميسره را بسيف الدين اغراق سپرد و خود در قلب لشكر ايستاد و امر داد كه لشكريان از اسب پياده شده مركوبين خود را دست بگيرند و پياده با مغول كارزار كنند . جنك دو روز طول كشيد ، روز اول نتيجه عايد هيچيك از دو طرف نشد ، روز دوم قوتوقو حكم داد تا هريك از مغول تمثالى از شكل خود ساخته بر روى اسبها نصب كنند تا اتباع جلال الدين بتوهم اينكه به چنگيزيان مدد رسيده فرار اختيار نمايند . اين تدبير نزديك بود مؤثر شود ولى جلال الدين مقاومت به خرج داده سپاهيان خود را قوت قلب بخشيد و لشكر قوتوقو را منهزم كرد و بامر او همراهيانش بر اسب سوار شده بتعقيب مغول تاختند و قوتوقو شكسته پيش چنگيز رفت . بر اثر اين فتح مسلمين عموم بلاد شادى بسيار كردند و سلطان جلال الدين و ياران او را نيز از بركت هزيمت مغول انبساط فوقالعاده دست داد تا آنجا كه لشكريان و خدمهء او گوشهاى اسراى تاتار را براى تشفى خاطر با ميخ سوراخ مىكردند و با اين عمل آتش كينهء خود را نسبت به چنگيزيان اندكى تخفيف مىدادند . بعد از آنكه خبر فتح جلال الدين به شهرهاى خراسان و جنوب ماوراءالنهر رسيد مردم بسيارى از اين بلاد شورش كردند و شحنههاى مغول را بقتل رساندند و يكى از اولين نتايج اين فيروزى آن شد كه چنگيزيانى كه قلعهء ولخ طخارستان را در محاصره داشتند رها كرده گريختند . بعد از فتح پروان بين سران سپاه جلال الدين بر سر تقسيم غنايم نزاع بروز كرد