عباس اقبال آشتيانى

62

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

و ميانهء اتباع خاصّهء سلطان و امين ملك ( خوارزميان و لشكر ترك ) و جمعيت سيف الدّين اغراق و اعظم ملك و مظفر ملك ( جماعت خلج و تركان و غوريان ) اختلاف شد و چون در اين ضمن بين سيف الدّين و امين ملك بر سر تصرف يك از اسبان مغولى نزاع درگرفت و امين ملك تازيانه‌اى بر سر سيف الدين زد و جلال الدين نيز بازخواستى نكرد سيف الدين و اعظم ملك و مظفر ملك راه پيشاور پيش گرفتند و هر قدر سلطان در دلجوئى ايشان كوشيد نتيجه‌اى نداد ، عاقبت جلال الدين به غزنه برگشت و اتباع سيف الدين و اعظم ملك و مظفر ملك هم در حوالى پيشاور بجان يكديگر افتاده در مدت دو سه ماه هر دسته رئيس گروه ديگر را كشتند و بقيه را هم بعدها مغول از ميان برداشتند . در اين تاريخ چنگيز خان از محاصرهء طالقان و نصرت كوه فراغت يافته بود و چون خبر فتح جلال الدين را در پروان به او داده بودند از راه باميان بغزنين مىآمد . جنك سند در هشتم شوال 618 - چون سلطان جلال الدين تاب لشكريان چنگيز را نداشت غزنين را خالى كرده مصمم شد كه از شط سند بگذرد و در صدد جمع سپاهى و برگرداندن سيف الدين اغراق و ساير رؤساى قشونى كه راه خلاف پيش گرفته بودند برآيد ولى چنگيز خان شتاب به خرج داده جماعتى را به جلوى او فرستاد و ايشان در گرديز يك منزلى مشرق غزنين بجلال الدين مصادف شدند . جلال الدين آن طايفه را مغلوب كرد و به كنار سند رفت . چنگيز خان بعد از پانزده روز كه جلال الدين غزنين را تخليه نموده بود به آن شهر ورود كرد و پس از تعيين حاكمى از جانب خود به عقب سلطان به كنار شط سند شتافت . جلال الدين در صدد تهيهء كشتى براى عبور از سند بود كه قشون چنگيزى رسيدند و پيشقراولان ايشان بر يك دسته از سپاهيان او كه بسركردگى اور خان بودند زدند و اور خان را شكست دادند جلال الدين با وجود آنكه مأمورين مخصوصى جهت فراهم آوردن كشتى به اطراف فرستاده بود آن‌قدر فرصتى بدست نيامد كه كشتى كافى جهت عبور برسد فقط يك كشتى فراهم شد و آن را سلطان جهت عبور دادن مادر و زنان حرم خود اختصاص داد ولى آن هم بر اثر تلاطم امواج شكست و عبور از شط ممكن نگرديد .