محمد جعفر خور موجى
281
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى )
حاكم خبوشان ، و اللّه يار خان بامى ، با جمعى از سواره و پيادهء جرار نامى خود ، هريك از سمتى با استيصال آن طايفهء خذلان مآل مأمور شدند . جماعت تركمان چون درياى بلا را محيط به اماكن خود ديدند ، از خوف جان سفينهء وجود مردود خود را به سمت ساحل ادبار فرار كشيده ، قريب به پنجاه نيزه سر ، و بيست و پنج نفر زنده اسير كمند غازيان دلير گرديده ، مال و دواب زياد از آن طايفهء بدبنياد بدست افتاد . و همچنين اميرزاده مهديقلى ميرزا كه به حراست بعضى از شوارع و معابر مأمور بود ، در منزل چهار كند به جمعى از سوارهء تراكمه دچار گرديده ، دو نفر از ايشان را مقتول و چند رأس اسب برجاى مانده ، باقى فرارى متون اوديه و صحارى ؛ و در بطون جبال و اطلال متوارى گرديدند . جمعى ديگر نيز از تركمانان كه به اطراف خبوشان به خيال چپاول و اختلال حال اهالى آن سامان آمده بودند ، با مستحفظين آنجا دچار ، پس از مقابله و مقاتله و كارزار ، شش نفر از جماعت ضاله اسير كمند تقدير ، و نه نفر كشتهء تفنگ و شمشير گرديده ، بقيّه خائب و خاسر فرار نمودند . در شهر ربيع الثانى هنگامى كه اميرزادهء مؤيد ، حسام السلطنه با جمعى از لشكريان جريده و دليران گزيده ، با دو عراده توپ از ارض اقدس به كال ياقوتى و رادكان رفته ، عازم ناصريهء سرخس بودند . بريدى كه خبر او بربدى حال اهالى زاوه و فريمان مشتمل بود رسيد ، و اخبار آمدن جمعى از سوارهء تركمان اجلاف ، كه عدد ايشان به مرتبهء آلاف مىرسيد ، به سركردگى امان سعد و محمد شيخ نام رسانيد . اميرزادهء هنرور به محض استماع اين خبر ، با مردان كار ، و دليران كارزار . بيت بر پشت رخش هريك اسفنديار ثانى * در صف جنگ هرتن افراسياب ديگر * * * چنان راندند مركب در بيابان * كه در روى زمين باد شتابان چون رجوم نجوم كه بر عقب عفاريت روند ، به جانب جلگهء زاوه و فريمان شتافته ، و تركمانان بىايمان را در اراضى مزبوره يافتند .