محمد جعفر خور موجى

282

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى )

مانند پلنگان خشمگين و نهنگان سهمگين درهم افتادند ، رعدصفت با ناله و خروش ، از ابر تفنگ گلوله‌هاى برق‌سان را باران كردند ، و بنياد ثبات و قرار تركمانان را ويران . بيت تشنگى خاك رزم ، دردى اوداج « 1 » خورد * بر كف ارواح مرگ ، تيغ چو ساغر شكست هرچه از آن پس بريد ، تيغ مثنى بريد * هرچه از آن پس شكست ، گرز مكرر شكست چندانكه اكثر آن گروه بداختر ، يا قتيل تفنگ و شمشير ، يا بستهء كمند غازيان دلير گرديده ، مگر معدودى كه رهايى يافت . پس از مراجعت به مشهد مقدس چند شتربار از رؤوس ، و چندتن از اسيران منحوس آن گروه ، به دربار ميمنت مأنوس فرستاده آمد . در شهر شعبان به جهت دستور العمل معاملات خراسان ، و تجهيز لشكر مامورهء آن سامان ، وجود اميرزاده حسام السلطنه ضرور و در كار بود . نواب معظم اليه را كارگزاران دولت پايدار به دار الخلافه احضار نمودند . مشار اليه حسب الامر به چاپارى وارد دربار معدلت‌مدار ، و به تلثيم كرياس « 2 » گردون مماس افتخار حاصل كرد . شهر صيام را در دار الخلافه مقام ، به انجام خدمات و استماع فرمايشات مرجوعهء به خود اقدام نموده ؛ در شهر شوال قرين مراحم خديو بيهمال ، در نهايت عزت و جلال عازم ارض فيض‌نشان گرديد . ميرزا جعفر خان مشير الدوله نيز حسن عاقبت و نيكويى خاتمت دريافته ، حسب الامر اعلى ، متولىباشى روضهء حضرت رضا ، عليه آلاف التحية و الثنا ، گرديده ، به مرافقت اميرزادهء منصور مأمور آمد .

--> ( 1 ) دردى اوداج : خون شريان . ( 2 ) تلثيم كرياس : عتبه‌بوسى