محمد جعفر خور موجى

310

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى )

را مكفوف البصر نمود . حاجى محمد ابراهيم ولدش به سبب جوهر ذاتى و كاردانى ، مقارن حكومت و فرمانروايى جعفر خان ولد صادق خان زند ، به منصب كلانترى رسيد . زمانى كه لطفعلى خان ولد جعفر خان با جمعيت الوار « 1 » از صدمهء سپاه پادشاه قاجار ، در گرداب پريشانى غرقهء بحر سرگردانى شد ، و شيراز به حيطهء تسخير درآمد . حكومت فارس بالاستقلال با لقب بيگلربيگى ، به حاجى محمد ابراهيم عنايت آمد . سال ديگر هنگامى كه كرمان محصور پادشاه ايران بود ، چون از مشار اليه خدمات نمايان به ظهور رسيد ، بعد از فتح آنجا و مراجعت موكب همايون به شيراز ، حاجى محمد ابراهيم خان به صدارت اعظم و لقب اعتماد الدوله سرافراز گرديد . پس از شهادت سلطان شهيد و جلوس خاقان سعيد ، كما فى السّابق به صدارت عظمى مخصوص و به مختاريت امور منصوص بود ، به علاوه در حضور باهر النّور مأذون به جلوس . برادران و اولادش حاكم بلاد شدند ، و مالك رقاب عباد . از زمان كلانترى تا اواخر سال هزار و دويست و پانزده ، كه قريب به چهارده سال بود ، به دولت و اقبال گذرانيد ، تا آن‌كه به مفاد « اذ انتهى الامر الى الكمال عاد الى الزّوال » به سبب سعايت حسّاد و اضداد ، و يا به سبب تعدّى و اجحاف منسوبان و احفادش به اهالى بلاد ، و يا به جهت اطمينان قدمت خدمت ، گستاخانه در محاورت ، خاطر شاهى مكدر ، اتمام امرش مقدّر و مقرّر گرديد . به حكم قضا نشان پادشاه زمان ، مأخوذ و مكفوف البصر ، و مقطوع اللّسان ، و معدوم الأثر آمد . اولاد و برادران و بنى اعمام و احفادش ، چون آل برمك كه بر هيچيك ابقا نرفت ، بعضى از اياغ تيغ مدهوش ، و برخى را چراغ ديده خاموش گشت ، الّا حاجى ميرزا على اكبر قوام الملك كه به واسطهء صغر و مشيّت خالق اكبر ، از آن هنگامهء پرشور و شر رهايى يافت . اگر چه سيّمين خلف اعتماد الدوله بود ، ولى در انظار ارشد و اليق تمامى آن سلسله جلوه نمود ، حق سبحانه و تعالى آنچه اشراف الناس را به كار آيد ، از اخلاق حميده و صفات پسنديده به آن ذات خجسته صفات ارزانى داشته بود .

--> ( 1 ) الوار جمع لر ، يكى از طوايف ايرانى است