محمد جعفر خور موجى
311
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى )
و دور زمانه تا مسند عزت به وجود بزرگان مىآرايد ، به استحقاق آن يگانه كمتر يافته . پس از سانحهء واقعهء والد ، در سن يازده سالگى حسب الفرمان پادشاه ذى شان چندگاه به غربت اصفهان ، و زحمت پريشانى و عسرت ، و محنت و كربت مبتلا افتاد . چون مدتى بدين وتيره گذرانيد ، و زمان ابتلايش به انتها رسيد ، مشيّت خداوند منان ، مرة بعد اخرى ، به تعمير بنيان اين خاندان قرار گرفت . حضرت ظل اللهى او را به منصب استيفاى فارس سرافراز ساخت . چندى هم به وزارت نايب الاياله و به سپهسالارى ولدان حسينعلى ميرزا ، فرمانفرماى فارس مشغولى داشت ، و از آن پس حسب الارث به منصب كلانترى شهر منصوب شد . سال هزار و دويست و چهل و پنج كه موكب همايون تشريففرماى شيراز شد ، به لقب قوام الملكى ملقب و مباهى آمد . سالها تخم مغفرت و احسان كاشت ، و همت به تعمير بقاع الخير و رفاه عباد اللّه گماشت . با وجود كثرت مشاغل و مهمات ديوانى ، دايما به اشاعهء خيرات و مبرات ، و بذل مال در وجوه صدقات ، و افاضهء خيرات خيّرات خوددارى نمىكرد ، تا آنكه در اواسط شهر محرم سال هزار و دويست و هشتاد و دو به رياض روضهء رضوان شتافت . چون در اين اواخر ايام حيات بر نعمت سعادت دارين ، كه عبارت از توليت بقعهء روضهء رضويه ، امام ثامن ضامن ، عليه آلاف التحيه دريافت نموده ، قريب به دو سال به اين فيض عظمى مستفيض بود . در اين وقت كه داعى حق را لبيك اجابت گفت ، در همان بقعهء متبركه مدفون گرديد . رحمة اللّه عليه . اولاد ذكور مرحوم مزبور پنج نفر بود . ميرزا محمد خان نام كه ولد اكبر و كلانتر و بيگلربيگى شهر بود ، در حيات آن مرحوم به جوار رحمت ايزدى پيوست . شغل و منصب مشار اليه به ولد ارشد او ، ميرزا على خان كه حاجى قوام مرحوم را نواده ، الحق اكفى و اليق از اكثر اين سلسله و خانواده بود ، مفوض آمد . دريغ كه در عالم جوانى و عنفوان شباب و كامرانى ، در ماه صفر سال هزار و دويست و هشتاد و سه به جنّت - سراى عقبى خراميد ، و جهانى معانى را با خود در دل خاك ضمين ساخت .