محمد جعفر خور موجى
309
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى )
نداشت ، زيرا كه جماعت حكام و عمال ، در ايام حكومت و استقلال اقوال خود را ، نبى و وحى منزل ، و افعالشان را تالى اعمال نبى مرسل مىدانند ، پس از اعتزال و ظهور حسن و قبح اقوال و اعمال ، اگر بيچارهاى ذكر اعمالشان نمايد ، آن را قدح و مذمت مىدانند ، و قائل را مستوجب قتل و سياست ، على هذا چون توقف در وطن محظور بود ، چندى مسافرت به عزم زيارت و سياحت لازم و ضرور نمود . پس از امعان نظر و ملاحظهء خيالى هر خير و شر ، عزيمت عربستان و دريافت فيض صحبت ميرزا فتحعلى خان صاحبديوان ، حكمران آن سامان رجحان يافته ، به آن ساحات شتافت . پنج ماه تمام در آنجا مقام نمود . كمال رأفت و عطوفت از آن عاليمقام به ظهور رسيد ، و از آن پس عزيمت دار الخلافه در خاطر تصميم يافته ، به آن صوب گراييد . پاس حقوق نمكخوارگى و پاداش مهربانى و ملاطفت ايشان لازم ديد ، كه شرح حالات اين سلسلهء جليله را بدون اغراقات منشيانه و جزافات مترسلانه ، بدون زياده و نقصان به رشتهء تحرير درآورده كه دستور العمل بزرگان عهد و كارآگاهان دقايق مردمى گردد . حاجى اسد اللّه خان كه عمّ صاحبديوان و ولد دويم حاجى ابراهيم خان است ، تأليف مختصرى در حالات سلاطين قبل از اسلام عجم نوشته ، در آنجا نسبت سلسلهء خود را به حاجى قوام الدين حسن شيرازى ، ممدوح خواجه [ حافظ ] عليه الرحمه مىرساند . ظاهرا اين سند خالى از مستندى نباشد ، زيرا هنگامى كه فتحعلى شاه مغفور حاجى ميرزا على اكبر را به لقب قوام الملكى ، ملقب نموده ، فرمودند كه : اين لقب حسب الارث و الاستحقاق به تو شايسته است ، ولى چون اين بنده از حالات متقدمين ايشان اطلاع و استحضارى نداشت ، به ذكر معدودى كه از معمرين معاصر شنيده ، و قبور ايشان را در آستانهء متبركهء سيد علاء الدين حسين ديده ، و حال موجود است ، مىپردازد . حاجى محمود و ولدش حاجى طالب نام از مشاهير معارف و اعيان دار العلم شيراز بودهاند ، حاجى هاشم خلف حاجى طالب پس از فوت والد از ارباب امر و نهى و اصحاب حلّ و عقد بود ، چنان كه به سببى از اسباب پادشاه قهار ، نادر شاه افشار ، عفى اللّه عنه ، آن