محمد جعفر خور موجى
308
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى )
متاعى كه در تمام زمان ماضى فروخت ، فى الحال در مجلس واحد خريد ، و به ايام مستقبل نكشيد . سه چهار ساعت نايرهء آتش اين هنگامه شعلهور بود ، پس به آب ممانعت و تهديد و وعد و وعيد اعيان و معارف منطفى شد . بعد از اين هنگامه بعضى از ارباب غرض ، قوام الدوله را چنين حالى و خاطر نشان كردند ، كه ميرزا عليخان بيگلربيگى شهر در اين داستان با دادخواهان همدست و همزبانست . اين ذهاب و اياب به صلاح و صواب او به عرصهء ظهور پيوسته است . مشار اليه نيز با تليگراف صاعقهكردار و عرايض مصحوب چاپار ، صورت ماجرا را با قبح وجهى معروض گردانيد . در اين اثنا شاهزاده يمين الدوله كه در اين هنگامه و گير و دار تشريففرماى شكار بود ، به شيراز مراجعت فرمود . اكثر خدمه و حواشى را ، از تابين و باشى « 1 » ، كه از پيشكارى قوام الدوله تنفر و تحاشى داشتند ، مجالى بدست آمد . از عاج و اخراج مشار اليه را به لباس دولتخواهى معروض گردانيدند . سنّ شباب مقتضى مسموع داشتن عرايض ناصواب آمد ، حكم به اخراج قوام الدوله از شيراز صادر شد . چون مقدمات اتفاقيه مفصل و مشروح ، مشهود و معروض كارگزاران دولت قوىشوكت آمد ، از مصدر خلافت حكم محكم به احضار شاهزادهء آزاده و جناب قوام الدوله شرف صدور يافت . در همين عام پس از فوت مرحوم حاجى قوام ، و شورش عموم بر اين قوام غير مرحوم ، چون اجامره و اراذل شيرازى را تنبيهى كامل و تأديبى شايسته و لازم در كار بود ، كارگزاران دولت قوىشوكت معدلت اتفاق ، نواب اميرزادهء حسام السلطنه را كه قامع الاعناق و قاطع الارزاق ارباب نفاق و شقاق است ، در ثانى به حكمرانى مملكت فارس معين فرمودند . نواب و الا روز هجدهم جمادى الاولى سال مذكور وارد شيراز شد ، الى حال تحرير به دولت و اقبال بر مزيد « يَفْعَلُ ما يَشاءُ * و يَحْكُمُ ما يُرِيدُ » پس از اخبار حكومت ، نواب معظم اليه منعوت ، كه به واسطهء همين تاريخنويسى با مسوّد اوراق ، اشفاق و عنايتى
--> ( 1 ) تابين و باشى - سرباز و افسر