حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
433
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
نفاق افتاد . بگفته ابن اثير علت نفاق چنان بود كه ديلمان ، ابو الفوارس را به پيكار برادر و تصرف ولايتهاى او برانگيختند و او بر فارس هجوم برد و آنجا را به تصرف آورد و اين بسال 407 بود اما سپاه سلطان الدوله خيلى زود او را از شيراز برون راند و تا كرمان دنبال كرد و آنجا را نيز بگرفت و ابو الفوارس بجانب خراسان رفت و بمحمود غزنوى پناهنده شد و بكمك سپاه او كرمان را پس گرفت ( 408 ) ولى سپاه غزنوى با نيروى سلطان الدوله مقاومت نيارست و ابو الفوارس عقب نشست و در همدان به شمس الدوله پسر فخر الدوله پيوست و از آنجا به مهذب الدوله فرمانرواى هور پناه برد و عاقبت ولايت كرمان از او شد و تعهد كرد از اطاعت برادر سر نهپيچد . سلطان الدوله از زحمت ابو الفوارس نياسوده بود كه سپاهيان بشوريدند و ميخواستند مشرف الدوله را بجاى او بردارند ، اطرافيان سلطان الدوله گفتند برادر را بگيرد و محبوس كند اما اين كار ممكن نشد و آهنگ واسط كرد اما ميان دو برادر اتفاق شد و سلطان - گويند از پس مرگ 000 / 000 / 50 درم و 000 / 000 / 80 دينار از او ماند . بگفته برون : استقلال ايران ز اعمال درخشان يعقوب ليث صفار تجديد شد كه وى با آنكه از خاندانى قديم نبود دولتى پديد آورد كه با وجود كوتاهى مدت نفوذ خود را نه تنها بر سيستان كه از آنجا پا گرفته بود استقرار داد بلكه بر ولايتهاى ايران تا دروازه بغداد تسلط يافت . " عمرو بن ليث صفار 265 - 287 و چون يعقوب بمرد ابو احمد موفق برادر خليفه عمرو بن ليث را ولايتدار خراسان و فارس و اصفهان و سيستان و سند و كرمان كرد نگهبانى بغداد را به دو سپرد و براى وى خلعت فرستاد بدينسان عمرو بر همه ولايتهاى برادر حكومت يافت و عبيد إله بن عبد الله طاهر را از جانب خويش سالار نگهبانى بغداد و سامره كرد و ستونى از طلا هديه موفق كرد .