حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

411

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

معز الدوله 334 - 356 روش بويهيان در عراق نتايج نيكو داشت كه فتنه‌ها برخاست و نزاع شيعه و سنى بالا گرفت و سپاهيان به اين بهانه درهم افتادند و آشوب شد و وحشت آمد . بويهيان كه دل بتشيع داشتند سنيان را وادار ميكردند تا در اعياد شيعه شركت كنند و مراسم آن را بجا آرند . معز الدوله به تضعيف خليفه قناعت نكرد بلكه كوشيد تا نفوذ خود را در همه قلمرو خلافت كه خليفگان از ديرباز جز بنام در آنجا قدرت نداشتند مستقر كند . از جمله براى تضعيف حمدانيان كه مركزشان موصل بود كوشش آغاز كرد و بسال 334 سپاهى به جنگ ناصر الدوله فرستاد كه وى در آن هنگام كه معز الدوله و مطيع خليفه از پايتخت ، رفته بودند بغداد را گرفته بود ، آنگاه معز الدوله شخصا با سپاهى به تكريت راند كه قلمرو حمدانيان بود و شهر را چپاول كرد و با خليفه ببغداد باز رفت و در شرق پايتخت اقامت گرفت . ناصر الدوله و ابن شيرزاد بغرب بغداد بودند و ميان دو حريف در كوچه‌ها پيكار بود ياران ناصر الدوله آذوقه از سپاه معز الدوله ببريدند و ناصر الدوله سكه مطيع را باطل كرد و سكه بنام متقى زد ، جنگ بغداد چهار ماه دوام داشت از آن پس ناصر الدوله به عكبره رفت . و هم معز الدوله بكوشيد تا بريديان را باطاعت آرد و همه عراق را قلمرو خود كند و با خليفه راه بصره گرفت تا آن ولايت را از ابو القاسم بريدى بگيرد اما وى پيش از وصول حريف به هجر نزد قرمطيان گريخته بود . بدينسان بيست و دو سال تمام ( 334 - 356 ) در بغداد قدرت با معز الدوله بود و خليفه عنوانى بدفتر بود . معز الدوله بر همه عراق حكومت ميكرد در عمان نيز خطبه بنام او بود و با دو برادر خويش عماد الدوله كه ولايت فارس داشت و ركن الدوله كه بر رى و همدان و اصفهان مسلط بود مناسبات نكو داشت و صفا و دوستى در ميانه