حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

716

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

از جمله غلامان سپيد تركان و ديلمان و كردان بودند كه چون تربيت شدند در سياست و جنگ نفوذ كامل يافتند و بيشتر حوادث آن دوران از ايشان پديد شد . از جمله طبقات مردم ، ذميان يعنى يهودان و مسيحيان بودند كه در انجام رسوم دين خود آزادى داشتند . مسيحيان بطريق خاص داشتند كه بفرمان خليفگان منصوب ميشد و او را جاثليق ميگفتند و رئيس مسيحيان نسطورى بود و نفوذ بسيار داشت مسيحيان يعقوبى بطريق ديگر داشتند كه او نيز بفرمان خليفه تعيين ميشد . يهودان نيز رئيسى داشتند كه احيانا او را شاه مىگفتند و خراج به او ميدادند و او يك نيمه را برميگرفت نيم ديگر را به بيت المال مىداد بخلاف مسيحيان كه خراج را يكسره به بيت المال ميسپردند . رئيس يهودان كه ببغداد مقيم بود رأس الجالوت عنوان داشت و همه يهودان ناحيه شرقى فرات تحت فرمان او بودند . شمار يهودان عراق 000 / 600 بود و هر چه بسوى شرق پيشتر ميرفتند شمار يهودان بيشتر ميشد در همدان 000 / 30 در اصفهان 15000 در شيراز 10000 در غزنه 000 / 10 در سمرقند 000 / 30 يهود بود اما در شام بخصوص در ايام جنگهاى صليبى يهودان اندك بودند و در محله يهودان بيت المقدس باختلاف مورخان يهود فقط چهار يا دويست يا ييك يهودى بود در دمشق 3000 و در حلب 5000 يهودى بود . مقدسى گويد : " در خراسان يهودى بسيار بود و مسيحى اندك . " و هم او درباره ديار جبل گويد : " يهودان از مسيحيان بيشترند . " بقرن چهارم دولت عباسى گبران را كه در ولايتهاى دور نفوذى داشتند و بدين و رسوم خويش پايبند بودند و از اسلام بيزار بودند بعنوان ذمى شناخت ، آنها نيز چون يهودان رئيسى داشتند كه لقب شاهان داشت و گبران خراج به او ميدادند و مقامش موروثى بود ، در اين دوران شمار گبران در عراق و جنوب ايران بسيار بود . در مصر نيز اختلاف سنى و شيعه بود . فاطميان برواج تشيع كوشيدند و بسيار كسان بمذهب ايشان گرويدند و مقرر شد كه قاضى همه احكام خويش را مطابق فقه شيعه انشا كند . ذميان نيز بمصر آسوده بودند اما به زمان فاطميان بسيارى از ايشان مسلمان شدند