حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
709
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
استوار داشته باشد و نيز در كتابها چيزى از هجوم ابو يزيد كيداد خوانده بود و بجستجوى مكانى مناسب بود و جاى مهديه را كه چون زبانهاى به دريا رفته بود ديد و پسنديد و در آنجا راهبى را بغارى ديد و گفت نام اين مكان چيست . راهب گفت اينجا جزيره خليفگان است كه او را خوش آمد و همانجا مهديه را بنا نهاد و آن را پايتخت كرد . مهديه شصت ميل تا قيروان فاصله داشت و دريا از سه سو آن را گرفته بود . همه بناها را از سنگ كردند . دو در آهن به شهر نهادند كه در ازاى هر در سى وجب بود و وزن هر ميخ كه در آن به كار رفته بود شش رطل بود . چيزى نگذشت كه شهر رونق گرفت و بندر معتبر تجارت شد و كشتىها كه از اسكندريه لنگر ميگرفت در آنجا بار ميانداخت . وقتى بناى شهر بسال 305 انجام گرفت مهدى گفت : " اكنون از سرنوشت دختران فاطمى آسوده خاطر شدم . " منظور دختران خودش بودند كه دربار وى استوار از گزند احتمالى دشمنان مصون بودند . قرطبه پايتخت امويان اندلس بدوران عبد الرحمن ناصر 000 / 500 ساكن داشت و شمار خانه 113000 بود ، بجز قصرهاى مجلل كه به شهر بود و نواحى وسيع بيرون شهر كه هر يك شهركى بود و حمامها كه 300 بود و مسجدها كه 3000 بود و در آن روزگار در همه قلمرو اسلام بجز بغداد هيچ شهر ديگر بوسعت و رونق با آن برابر نبود و شهرت آن در جهان پيچيده بود و مردم آلمان آن را " گوهر جهان " نام داده بودند . عبد الرحمن كه باوج قدرت رسيده بود و هيچكس از امويان همانند او نبود شهر زهرا را بنيان نهاد . مقرى گويد : " كنيزى از عبد الرحمن بمرد و مال بسيار واگذاشت خليفه بگفت تا بدان مال اسيران مسلمان را آزاد كنند و همه ديار فرنگ را بجستند و اسيرى نبود و او سپاس خدا كرد . كنيز وى زهرا كه سخت محبوب او بود گفت خوش دارم شهرى بنام من بنا كنى و او بدامن كوه عروس بشمال قرطبه شهر زهرا را بنيان كرد . " شايد اين افسانه است و عبد الرحمن در اوج قدرت بتقليد منصور كه بغداد را ساخته