حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

710

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

بود و عبيد الله كه مهديه را پايه نهاده بود ، بناى شهرى ديگر را از لوازم قدرت خود ميشمرد . در بناى شهر تفنن‌ها شد مرمر سفيد از ولايتى و ابلق از ولايت ديگر و مرمر گلى و سبز از تونس آوردند ، هر روز ده‌هزار كس و هزار و پانصد چهارپا در بناى شهر به كار بود . عبد الرحمن بتقليد اسلاف در شهر زهرا قصرى مجلل بنا كرد خاص خويش كه نمونه‌اى از معمارى آنروزگار بود ، مورخان گفته‌اند ديوارهاى قصر از طلا و مرمر بود و زينت ديوارها طلا و نقره بود و گوهر يكتا را كه امپراطور روم شرقى به خليفه اموى هديه كرده بود در سالن بزرگ قصر نهاده بود و نيز حوضچه‌اى پر از جيوه آنجا بود . بهر سوى قصر هشت در بود كه سر در آن از عاج و آبنوس مرصع به طلا و جواهر بود . درگاهها را از مرمر الوان و بلور كرده بودند و چون آفتاب از اين درها بدرون ميتافت پرتو آن بصدر مجلس و ديوارها جلوه‌اى خيره‌كننده داشت . گاه كه ناصر ميخواست يكى از مجلسان را نگران كند به غلامان ميگفت تا جيوه را تكان دهند و پرتوى برق‌آسا بمجلس ميافتاد و حاضران پنداشتند همه جا لرزان است و ميگفتند كه مجلس خليفه ميگردد و باستقبال خورشيد ميرود . از عجايب قصر زهرا حوض طلاى آن بود كه از قسطنطنيه آورده بودند و حوض كوچك سبز كه بتصوير آدمى مزين بود و گفتند كه از فرط زيبائى و ظرافت قيمت آن بشمار نيست و ناصر آن را در اطاق خواب خويش نهاد . دوازده مجسمه از طلاى سرخ مرصع بجواهر گرانبها كه در دار الصناعه قرطبه ساخته بودند اطراف حوض بود . شيرى بود و پهلوى آن آهوئى و نهنگى و اژدهائى و عقابى و كبوترى و شاهينى و طاووس و مرغى و خروسى همه برديف كه از دهان آن آب بحوض ميريخت . مراقبت خوابگاه را بپسر خود حكم داده بود كه جز او كس را امين نميشمرد و هم در زهرا مسجدى ساخت كه از نمونه‌هاى هنر بود و هر روز هزار كس در آنجا به كار بود ، مسجد را به مرمر الوان فرش كردند . براى آنكه آب به شهر رسيد از كوهستان نزديك قناتى بدرازى هشتاد كيلومتر حفر كردند كه هنوز آثار آن باقيست .