حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

704

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

نجوم و تاريخ نكات بديع دارد ، به دو هديه كرد . آنگاه بمشرق بازگشت و بقيه عمر را بدربار محمود بود " تحقيق ما للهند " او كه نام " تاريخ هند " نيز بدان ميدهند كتاب معتبر قرون است . كتاب " التفهيم " او به فارسى بود " التفهيم فى الفلك " را نيز به فارسى آورد و بشاهزاده خانم ريحانه خوارزمى هديه كرد و نيز " قانون مسعودى " را بنام سلطان مسعود غزنوى و كتاب " احجار كريمه " را بنام مودود بن مسعود كرد . ازرقى كه مرگش به 244 بود و فاكهى كه بسال 272 بمرد ، هر يك كتابى در تاريخ مكه داشتند و در آن از سوابق تاريخ اين شهر كه منشاء اسلام بود سخن كردند ، از جمله كتاب‌هاى تاريخى اين دوران تاريخ اصفهان مافروخى و تاريخ طبرستان يزدادى بود كه هر دو به عربى بود ، اما ترجمه فارسى آن معروف شد ابو نصر عتبى نيز كه تا سال 428 زنده بود تاريخ محمود را تا سال 409 ثبت كرد . جغرافيا از جغرافىنويسان اينعصر يكى يعقوبى بود كه بارمنستان و ايران و هند و مصر و اندلس سفرها كرده بود و مشاهدات خود را در كتاب " البلدان " آورده بود ، ديگر همدانى متوفى بسال 334 كه كتابى بنام " صفة جزيرة العرب " داشت . مسعودى نيز كه بيشتر او را مورخ ميشناسند بصف جهانگردان عصر بود و تقريبا همه اقطار جهان را ديده بود ، به ايران و هند سر نيز نديب رفته و با تجار مسلمان بدرياهاى چين راه يافته و به زنگبار و سودان و نيز به اطراف بحر خزر و آسياى صغير و شام و فلسطين سفر كرده و بسال 330 بروزگار اخشيد بمصر بوده بود و اهرام و ديگر آثار آن ديار راه ديده و وصف كرده و از كوشش مصريان در كار آبيارى و حفارىها كه بكشف آثار باستان ميكرده‌اند سخن آورده است . ابو اسحاق اصطخرى كه بقرن چهارم مىزيست كتابى بنام " الاقاليم " داشت كه آن را با نقشه‌ها توضيح كرده بود . در " المسالك و الممالك " مشاهدات خويش را از نواحى مختلف بقلم آورده و از " صور الملوك " ابو زيد بلخى و " عجايب الهند " بوزرج رامهرمزى اقتباس