حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

697

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

خدمتگزاران داشت و طبيب خاص كه بهنگام حاجت مسجديان را علاج ميكرد . فاطميان طبيبان را محترم داشتند . بدوران ايشان طبابت پيشرفت بسيار كرد كه طب را در بيمارستانها كه بجاى مدرسه طب بود به نظر و عمل مياموختند و گروه بسيار داروشناس و جراح و چشم پزشك از آنجا برون شد ، طبيب ميبايست فلسفه و زبانهاى بيگانه را نيز بداند . از جمله طبيبان معروف مصر ابو عبد الله تميمى بود كه به بيت المقدس زاد و بطلب علم سفرها كرد و بكمال رسيد و تركيب داروها را نيك آموخت آنگاه به حضرت حسن اخشيدى عامل رمله پيوست و بنزد او تقرب يافت و صحبت يعقوب كلس يافت و چون معز فاطمى بمصر شد بحضور وى شتافت و مقرب شد . از طبيبان معز يكى موسى عازار يهودى بود و نيز پسرش اسحاق كه هر دو در صناعت طب مهارت داشتند ، و چون اسحاق بمرد معز سخت غمى شد كه مهارت او را سخت مىستود و برادرش را كه مسلمان شده بود بجايش نهاد . ابو الحسن رضوان از طبيبان دوران عزيز بود و كتاب بسيار داشت كه بجز طب در فلسفه و منطق و فنون ديگر دستى داشت و نيز ابو الفتح مسيحى طبيب كه مقرب خليفه بود و دخالت او در آزادى دبيران يهودى و مسيحى كه ميخواستند بديار خويش باز روند مؤثر بود . از طبيبان آن دوران يك يهودى گمنام بود كه از علاج زخمها معاش ميكرد ، پاى حاكم زخمى بد داشت كه طبيبان علاج نتوانستند كرد و چون يهودى گمنام را بياوردند داروئى خشك بر آن نهاد كه بسه روز به شد و خليفه هزار دينار به دو انعام داد و خلعت بخشيد و او را " گمنام سودمند " لقب داد و از طبيبان خاص كرد . هيئت و ستاره‌شناسى در روش خليفگان و اميران كه به حكم ستارگان اعتقادى داشتند نفوذ بسيار داشت ، از پيش گفته‌ايم كه منصور