حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
690
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
پذيرفته بودند ، بعضى حرانيان به كار ترجمه و تأليف كوشا بودند و بسياريشان از قرن دوم ببعد با دانشوران ايران و عرب رابطه علمى داشتند . انوشيروان ( 351 - 379 مسيحى ) به شهر جنديشابور مدرسهاى نهاده بود كه در آن فلسفه و طب و علوم ديگر تدريس ميشد و بيشتر استادان آن مسيحيان نسطورى بودند تساهل اين پادشاه با پيروان مذاهب و دلبستگى وى به علوم عقلى نه تنها دانشوران نسطورى بلكه گروهى از يعقوبيان و سريانيان را به ايران كشانيد كه در آن دوران و بدوران اسلام در كار طب شهره بودند تساهل انوشيروان تا آنجا بود كه از تأييد و تشويق فيلسوفان بتپرست و طرفداران نو افلاطونى نيز دريغ نكرد . در نتيجه آن بذرها كه بساليان دراز از فلسفه يونان در سراسر مشرق پراكنده بود وقتى مسلمانان باقتباس علوم يونان پرداختند زمينه آماده بود و كسانى كه از پيش با اينمسائل آشنا بودند و زبان عرب را نيز ميدانستند كه نژاد يا تربيت عرب داشتند اين نهضت را تسريع كردند و از دوران رشيد كه ترجمه آثار يونان رواج كامل يافت ، يك قرن نگذشته بود كه در قلمرو اسلام فيلسوفان نامى پا گرفتند . از جمله كسانى كه در اين دوران به فلسفه اشتغال داشتند ابو يوسف كندى بود از قبيله كنده يمن ( امرء القيس شاعر بزرگ عرب نيز بدان منسوب است ) و او را فيلسوف عرب لقب دادهاند ، ابن نديم گويد : " كندى در همه علوم فاضل عصر و يكتاى دهر بود ، در فلسفه و منطق و هندسه و رياضيات و موسيقى و نجوم و ديگر علوم كتابها داشت . " كندى در كوفه بزرگ شد و در بصره و بغداد تعليم يافت ، بغداد مركز بزرگ فرهنگ اسلام بود كه از فرهنگ يونان و اسلام مايه گرفته بود ، كندى كتابها را از يونانى به عربى ميبرد و بردهء ديگرانرا اصلاح ميكرد و شهرتش از اينجا بود . فلسفه يونان و خاصه افكار ارسطو در او نفوذ داشت و به رياضيات و فلسفه ماورء الطبيعه دلبستگى داشت . معروفترين شاگرد وى احمد سرخسى متوفى بسال 286 بود كه معلم و مشاور معتضد بود و منصب احتساب يافت و به كيميا و