حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

689

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

سنى افراطى بود از اينرو ميان ايشان اختلاف شد و بد يكديگر گفتند و غلبه از بديع الزمان بود كه شهرتش در آفاق ميرفت خاصه از پس آنكه خوارزمى بمرد و دفاعى نماند . بديع الزمان از انشاى خوارزمى عيب ميگرفت و ميگفت : روش انشا نداند مگر به همان طريقه ساده كه بهر قلمى روانست . " از بزرگان سخن اين دوران ابو الفتح بستى بود كه در شعر و نثر مهارت داشت سبكتكين غزنوى چون بست را بگرفت او را خواند و به خدمت گماشت و دبير رسائل و شاعر دربار شد و از پس مرگ وى خدمت محمود كرد و بسال 400 به حال تبعيد در بخارا بمرد . وى در صنعت نامه‌نويسى كه بدست ابن عميد و صاحب رواج گرفته بود ، مهارتى كم نظير داشت . شعر وى نيز چون آب بود صاف و روان كه همه جا بدهانها بود و در شهرهاى دور خوانده ميشد . از جمله قصيده نونيه او كه آغازش اينست : " زياده الممرء فى دنياه نقصان . " بدوران وى شهرت جهانگير يافت و در قاهره در انجمنها و قهوه‌خانه‌ها بزبانها ميرفت . فلسفه مسلمانان فلسفه را از يونان گرفتند و كتابهايى كه بدوران عباسيان و خاصه رشيد از يونانى و سريانى به عربى آمد ميراث يونان را بقلمرو اسلام داد . پيش از آن نيز فلسفه يونان در شرق نفوذ داشت فرهنگ يونانى از راه كليساى مسيحى بخصوص كليساى نسطورى كه در همه مشرق و در ايران طرفداران بسيار داشت رواج يافته بود . در سوريه نيز كليساى يعقوبى و ملكانى فكر يونانى را بسط داد . مدارس رها و نصيبين كه عقايد مسيحى و افكار يونانى را تعليم ميداد و ساسانيان نيز تائيد آن ميكردند ، در اين زمينه اثر داشت و مدارس حران كه بديار عراق بود دست كم از آن نداشت كه در آنجا اصول نو افلاطونى و فلسفه يونان تدريس ميشد ، حرانيان يا صابيان - نام اخير را بقرن سوم و چهارم بايشان دادند - حكمت صوفيانه خويش را به هرمس حكيم و اگاثاديمون و اورانيوس و ديگر متقدمان منسوب ميداشتند و افكارى را كه بدوران اخير يونان پديد آمده بود و شايد چيزى از آن در حران ابداع شده بود با حسن نيت