حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

688

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

از طبرستان . وى خواهرزاده طبرى فقيه و مورخ معروف بود و در ايامى كه صاحب به ارگان بود ستايش وى كرد . بعراق و شام نيز سفر كرد و بدربار سيف الدوله حمدانى راه يافت . از عراق باز گشت و چندى ببخارا و سپس به نيشابور بود . از آنجا به سيستان و طبرستان رفت و باز به نيشابور شد و در اصفهان بمحضر صاحب پيوست . گويند روزى به ارگان به حضرت صاحب شدن ميخواست ، بحاجب گفت بگويد اديبى بر در اجازه ميخواهد حاجب برفت و بيامد كه صاحب گويد : " هيچ اديبى بنزد من نيايد مگر بيست هزار از شعر عرب به ياد داشته باشد . " ابو بكر گفت : " به صاحب بگو اين همه از شعر زنان بايد يا شعر مردان . " و چون صاحب بشنيد گفت اين ابو بكر خوارزمى است و اجازه داد و چون او را بديد و بشناخت شادمان شد . خوارزمى شيعه‌اى متعصب بود ، اگر رسائل او را با صابى قياس كنيم رسائل صابى سنگين‌تر است و مبالغه آن كمتر و بواقع نزديكتر . رسائل خوارزمى به صنايع بديع و روانى ممتاز است و روش وى با روش قديم عرب شباهت نزديك دارد كه به كلمات قوى و آهنگدار رغبتى داشتند . از نويسندگان اين دوران احمد همدانى بود معروف به بديع الزمان متوفى بسال 398 كه بگفته ثعالبى : " معجز همدان بود و نادره زمان و يگانه دهر كه به قوت قريحه و حضور ذهن و قوت نفس همتا نداشت و به نثر ظريف و نكته‌هاى نمكين و جواهر نظم ممتاز بود و حالات او شگفتىها داشت از جمله اينكه قصيده‌اى را كه پنجاه بيت و بيشتر بود و هرگز نشنيده بود يك بار ميخواند و همه را بخاطر ميسپرد و از اول تا به آخر ميخواند و حرفى كم نميكرد و چهار پنج ورق كتابى را كه نديده بود بيك نظر ميديد و از حفظ ميخواند . به دو ميگفتند قصيده‌اى يا نامه‌اى بمعنى بديع يا بابى غريب آماده كند و هماندم اين كار را تمام ميكرد و بپايان ميبرد . " بديع الزمان نيز به صاحب بن عباد پيوسته بود و با خوارزمى مكاتبه داشت اما بخلاف وى