حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
687
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
بسيار بود و بهر حال همان بودند كه بودند و بلاغت بديشان حتم شد . " ثعالبى به وصف صاحب بن عباد گويد : " صدر مشرق بود و تاريخ شرف و غره زمان . ايام وى مصروف علويان و عالمان و اديبان و شاعران بود و حضورش قرارگاه و خانه اميد ايشان كه عطا و جايزهشان ميداد و سخنش چون آفتاب به همه جا روان بود ، شرق و غرب بنظام آورد . ستارگان زمين و برجستگان دوران و فضيلت پيشگان و سخنوران حضرت وى بيشتر از دربار رشيد بودند كه ميگفتند چندان شاعر كه بدر رشيد بود بدر هيچكس از خليفگان نبود كه ابو نواس و ابو العتاهيه و عتابى و نمرى و مسلم وليد و ابو الشيعى و مروان بن ابى حفصه و محمد مناذر بودند اما به حضرت صاحب ابو الحسين سلامى بود و ابو بكر خوارزمى و ابو طالب مامونى و ابو الحسن بديهى و ابو سعد رستمى و ابو القاسم زعفرانى و ابو العباس ضبى و ابو الحسن جرجانى و ابو القاسم بن ابو العلاء و ابو محمد خازن و ابو هاشم علوى و ابو الحسن جوهرى و بنى منجم و ابن بابك و ابن كاشانى و ابو الفضل همدانى و اسماعيل چاچى و ابو العلاء اسدى و ابو الحسن فويرى و ابو دلف خزرجى و ابو حفص شهر زورى و ابو معمر اسماعيلى و ابو الفيض طبرى و ديگران كه نامشان را ندانستهام يا دانستهام و از ياد بردهام . شريف رضى و ابو اسحاق صابى و ابن حجاج و ابن سكره و ابن نباته با او مكاتبه داشتند و ستايش وى ميگفتند . " كتابخانهء صاحب ، كتاب بسيار داشت تا آنجا كه وقتى نوح سامانى او را خواست تا وزارت دهد و امور مملكت را به دو سپارد از عذرها كه داشت يكى اين بود كه براى حمل كتابها چهارصد شتر لازم است . بدينسان هنر نويسندگى تكامل يافت و دقت و ظرافت انشاء كه از پيش خاص نامههاى رسمى بود بنامههاى شخصى نيز رسيد . در اواخر قرن چهارم نامهنويسى از هنرهاى برجسته بود و بسيار اديبان از اين راه ممر معاشى يافتند چنان كه پيش از آن شاعران با شعر خويش معاش ميكردند . از جمله اينان ابو بكر خوارزمى متوفى بسال 383 بود كه پدرش از خوارزم بود و مادرش