حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
685
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
روشن مينمود كه شيوه نكو داشت و وصف دلپذير ميكرد و معانى را در الفاظ رسا مينهاد و چون بيم ملال خواننده و دلگيرى مستمع ميرفت از جد به هزل ميشد و از حكمت رسا بنادرهاى به جهت افزا ميپرداخت . كتابهاى برجسته داشت كه البيان و التبيين از آن جمله است و از همه نكوتر كه منثور و منظوم را بهم پيوسته و اشعار نغز و اخبار پر مغز آورده با خطبههاى بليغ كه اگر كسى بدان بس كند او را بس باشد و كتاب الحيوان و كتاب الطفيليين و البخلا ديگر كتابهايش نيز بنهايت كمال است مادام كه به تعصب نگرايد و بدفع حق نپردازد ، معتزليان سلف و خلف هيچكس فصيحتر از او نبود . " در قرن چهارم هنر بيان باوج رسيد و گروهى بزرگان سخن كه بعضىشان وزارت نيز داشتند در اين قرن بودند ، نثر رونق گرفت و سجع قديم در نامهها به كار رفت . ادم متز گويد : " نامههاى قرن چهارم هجرى نمونه هنر اسلامى است و مايه آن يعنى لغت از مايههاى ديگر كه هنرمندان روى آن كار كردهاند گرانبهاتر است اگر نمونههاى زيباى هنر از شيشه و فلز كه هنرمندان اين دوران پديد آوردهاند بما نرسيده بود ، مىتوانستيم در اين نامهها جمالدوستى مسلمانان را بهبينيم كه چسان سر رشته بيان را در اين التزامات به كف داشتند و با آن تفنن ميكردند . اتفاقى نبود كه بسيارى وزيران اين دوران سرآمدان و استادان هنر بيان بودند و نامه - هاشان چنان بود كه شايسته فراهم آمدن و كتاب شدن بود . از جمله اين وزيران خصيبى و ابن مقله و مهلبى و ابن عميد و صاحب بن عباد و اسكافى وزير سامانيان بودند و ابراهيم هلال صابى كه بسال 349 ببغداد ديوان انشا با او بود . " ابو اسحق ابراهيم هلال صابى حرانى ( 320 - 384 ) بصف معروفترين اديبان اين دوران بود ، وى ببغداد زاد ، ثعالبى درباره او گويد : " ببلاغت يگانه عراق بود سخنش چون شمشير نافذ بود و همگان بكمال مهارت وى در اين صناعت متفق بودند . " صابى بدوران معز الدوله و بختيار پسرش ديوان رسائل بغداد داشت و نامههاى پر