حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

681

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

بود و اين حوادث در شعر وى كه بيشتر نقد زمان رسوم ابناى زمان است مؤثر بود . ابو العلا نحو و لغت را از پدر آموخت ، بيشتر خاندان وى در معره و ديار مجاور منصب قضا داشتند تا بسال 492 كه صليبيان بمعره آمدند به مدت دو قرن عنوان قضا در خاندان وى بود . بجوانى سفرها كرد و شهرهاى شام را كه دانشوران معروف داشت چون انطاكيه و لاذقيه و طرابلس بديد و علم آموخت و كتابخانه‌ها را بديد ، بسال 398 و 399 دو بار ببغداد رفت آنگاه بمعره بازگشت و به خانه نشست و تأليف آغاز كرد و خويشتن را " مقيد دو زندان " نام كرد كه خانه‌نشين بود و بينائى نداشت . ابو العلا بفطرت شاعر بود در يازده سالگى طبع‌آزمائى كرد . در فنون ادب و نحو و لغت يگانه بود . ميگفتند : جمهره ابن دريد را از حفظ داشته است ، مردم به تعليم نزد او آمدند و دانشخواهان از آفاق رو سوى وى كردند و عالمان و وزيران و صاحبقدرتان با وى مكاتبه داشتند . " ابن خلكان گويد : " از آثار منظوم وى " لزوم ما لا يلزم " است كه پنج جلد است و نيز " سقط الزند " و چون ديوان متنبى را شرح كرد يارانش وصف آن كردند و او گفت : " گوئى متنبى مرا بديدهء نهان بين مىديده كه گفته : " منم كه نابينا ادب مرا مينگرد و كر سخنان مرا ميشنود . " ديوان ابو تمام را نيز مختصر كرد و بر آن شرح نوشت و عنوان آن را " ذكرى حبيب " كرد . و ديوان بحترى را و آن را " عبث وليد " ناميد و ديوان متبنى را و آن را " معجز احمد " خواند و از عجايب اشعار و معانيشان و نكته‌ها كه از ديگران گرفته بودند و آنچه از ايشان گرفته بودند سخن گفت و تأييدشان كرد و نيز بر آنها خرده گرفت و بعضى خطاهاشان را توجيه كرد . ابو العلا آراى عميق فلسفى داشت ، در لزوميات جسور و متكبر است و در اخلاق و نقد جماعات نظرها دارد . نه تنها عيب سياست و جماعت را صريح مىگويد بلكه از همه مشكلات سياست سخن مىكند چنان كه در لزوميات گويد : اى گمرهان بيدار شويد كه طريقت -