حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
677
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
( 282 - 370 ) كه كتاب " التهذيب " از او بود . معروفترين لغتنويسان قرن چهارم اسماعيل حماد جوهرى متوفى 392 بود كه " الصحاح فى اللغة " از اوست . وى در صحاح خود همه كلمات صحيح آورد و چون بخارى به تفكيك احاديث رنجها برد . صحاح از كتابهاى لغت امتياز ديگر نيز داشت كه روش معمول از ايام خليل را بنهاد و نظم الفبائى را كه هنوز هم هست پايه كرد . و از پس او مؤلفان ديگر چون صاحب " لسان العرب " و " قاموس المحيط " روش وى گرفتند و كلمات را به رديف الفبا ضبط كردند و بابها را بر حرف آخر نهادند و هر باب را فصلها كردند به ترتيب حرف اول و اين ، كار شاعران و نويسندگان را كه براى سجعسازى و قافيهپردازى كلمات رديف ميجستند آسان كرد و تا روزگار اخير كه اين رسم برافتاد و كتابها به حرف اول و دوم و سوم مرتب شد لغتهاى عرب كه در شرق و غرب فراهم شد چنين بود . دانشوران لغتدان تنها به تأليف فرهنگها قناعت نكردند كه در اشتقاق و صرف و اصول نحو نيز كتابهاى بسيار پديد آوردند . از جمله ابو على فارسى متوفى بسال 387 بود و شاگرد وى ابن جنى متوفى به سال 392 كه كتاب " الخصايص " او سرآمد كتابهاى نحو و لغت است . ثعالبى دربارهء ابن جنى گويد : " وى قطب زبان عرب است و سرورى و ادب به دو ختم شد . " بعضى دانشوران لغتدان بشرح ديوانهاى سلف پرداختند چون ابو زكرياى شيبانى تبريزى معروف به خطيب ( 421 - 502 ) كه در لغتدانى سرآمد عصر خود بود . وى شاگرد ابو العلاى معرى بود . ابن خلكان به وصف او گويد : " در رشته ادب كتاب بسيار داشت كه شرح حماسه و شرح ديوان متنبى و شرح سقط الزند ، ديوان ابو العلا ، از آن جمله بود . " ابن خلدون در مقدمه خويش ضمن سخن از علم لغت گويد : " بيشتر علما كتاب العين را پايه كار كردند ، ابو بكر زبيدى بقرن چهارم آن را براى هشام پيراست و كلمات