حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

670

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

نياورد اما او و بخارى همه حديث صحيح را نياورده‌اند و مردم از پس ايشان به تكميل آن پرداخته‌اند . " دكتر عبد القادر درباره مقايسه ميان صحيح مسلم و بخارى گويد : " ميان آن تفاوت صورى هست كه باب‌هاى مسلم چون بخارى است اما از مسلم عنوان ندارد و تفاوت ديگر آنكه بخارى يك حديث را بمناسبت در چند باب ياد مىكند اما مسلم حديث را تنها در يك جا ميآورد " . چهار تن ديگر از محدثان بزرگ مجموعه احاديث را مرتب كردند كه چون بخارى و مسلم بصف اول آمد و آن را " صحاح " گفتند ابو داود سجستانى ( 275 ) كه مجموعه او " سنن " نام دارد و ابو عيسى ترمذى ( 278 ) كه كتاب وى " جامع " نام دارد و ابو عبد الله بن ماجه ( 275 ) و احمد نسائى ( 303 ) كه مجموعه آنها را نيز " سنن " گفته‌اند . ابن خلدون درباره اين مجموعه‌ها گويد : " حديثها را كه شرايط عمل داشت بكمال صحت يا كمتر از آن بود اما نكو بود فراهم كردند كه مقياس سنت و عمل باشد . اين جمله متون مشهور است و اصول كتابهاى حديث است گرچه مجموعه‌هاى ديگر نيز هست اما غالبا مرجع همين مجموعه‌ها است . " فقه بدوران اول عباسى چهار مذهب فقه رواج گرفت كه مذهب ابو حنيفه و مالك و شافعى و ابن حنبل بود . مذهبهاى ديگر نيز در فقه بود كه رواج و استقرار يافت از جمله مذهب ابو سليمان داود كاشانى بود كه بسال 270 ببغداد درگذشت ، وى در آغاز شافعى بود و فقه شافعى را از شاگردان وى آموخت ، خلاصه مذهب وى اينست كه به ظاهر قرآن كار بايد كرد و تأويل و قياس نبايد كرد ، ابن نديم گويد : " وى نخستين كس بود كه به ظاهر كتاب و سنت گراييد و رأى و قياس را باطل شمرد . " از همين رو ابو سليمان ظاهرى لقب يافت و پيروان او ظاهريان بودند كه منكر قياس شدند و آن را باطل شمردند ، ابن خلدون درباره ايشان گويد : " ظاهريان دلايل را به نص و اجماع منحصر دانند ، و قياس روشن و علت منصوص را تابع نص شمارند " . بدينسان ابو -