حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
671
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
سليمان كه پرورده مكتب شافعيان بود از اصول و قواعد ايشان برون شد و ابو العباس سريج شافعى كتابى به رد او نوشت . ابو سليمان را تأليفات بسيار بود كه ابن نديم ياد كرده و نشان وسعت اطلاع اوست . وى پيروان بسيار داشت و ابن حزم اندلسى متوفى 456 كه از اعلام روزگار بود از جمله ايشان بود و او را ابن حزم ظاهرى نيز گفتند . ابن حنبل پيشواى حنبليان نيز از شاگردان شافعى بود ، وى محدثى بزرگ بود و بسيار كسان او را محدث دانستهاند نه فقيه كه فقه ابن حنبل بر پايه حديث بود و چون مالك كه در كتاب موطأ خويش فقه و حديث را بهم پيوسته دارد او نيز حديث را بفقه پيوسته بود و حديث ضعيف را بر قياس مرجح ميشمرد و قياس را بضرورت يعنى آنجا كه حديث نبود روا دانست وى بخلاف ديگر پيشوايان فقه چون ابو حنيفه و شافعى فقه خويش را در كتابى مدون نكرد . فقط مسائلى از او مانده كه بجواب سؤال كسان گفته بود و فقه او را شاگردان و پيروانش منظم و مدون كردند . ابن خلدون گويد : پيروان احمد بن حنبل كمند كه مذهب وى از اجتهاد بدور است و حديثها را بهمديگر تأييد مىكند ، بيشتر حنبليان بشام و بغدادند و حفظ سنت و روايت حديث از همه بيشتر مىكنند . " از حنبليان معروف آنعصر ابو القاسم خرقى متوفاى 334 مؤلف المختصر فقه بود و ديگر عبد العزيز جعفر متوفى بسال 363 كه كتاب " مقنع " از او مانده است . ابن جرير طبرى نيز يك مذهب فقه داشت . او نيز فقه از شافعيان آموخت و از ايشان جدا شد ، مذهب سفيان ثورى نيز بود كه نماند . وى بسال 161 درگذشت و اوزاعى امام شام فقه از او آموخته بود ، مذهب اسحاق بن راهويه متوفى بسال 240 نيز بود ، اينمذهب در قرون اول پيروانى داشت ، بقرن سوم با مذهب شافعى و مالكى مذهب ثورى كه از سفيان ثورى بود رواج داشت . بقرن چهارم مذهب حنفى و مالكى و داودى رواج داشت و حنبلى و راهوى و اوزاعى نيز پيروانى داشت اما بمرور زمان مذهبهاى ديگر برفت و چهار مذهب معروف بماند و اجتهاد به اصول ايشان محصور شد ، ابن خلدون گويد : " به همه ولايتها تقليد