حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

649

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

پنداشتند گوشت گاو زيان‌آور است و گوشت گاوميش را بر آن ترجيح ميدادند . مصر حيوانات گوشتى را از برقه ميخريد كه مراتع بسيار داشت و هنوز نيز دارد ، شتر در جزيرة العرب فراوان بود اما شتر دو كوهان كه بختى نام داشت از بلخ بود ، اسبان خوب از عربستان و خاصه ناحيهء احسا ببغداد ميرسيد . در نجد و ايران نيز اسبهاى خوب پرورش مييافت ، در مصر مرغدارى رواج داشت و كبوتران را در برجهاى بلند كه ميداشتند تا مار آزارشان ندهد ، بعضى نواحى به سگدارى رغبتى داشتند . قرمطيان سگان را چاق ميكردند و گوشت آن را ميخوردند . گندم حاصل عمومى بود كه در عراق و خوزستان و مصر و همه ولايتهاى ديگر فراوان كشت ميشد ، ذرت از جنوب عربستان و نوبه و كرمان و برنج از خوزستان و مازندران بدست ميآمد ، بلوط در مصر و فلسطين و آسياى صغير بسيار بود ، در عراق و يمن و مصر و بلخ و شام موستانهاى بارور بود . از ميوه‌جات نوياب نارنج و ترنج بود كه بگفتهء مسعودى از پس قرن سوم از هند آوردند و در عمان كاشتند و از آنجا ببصره و عراق و شام بردند و در بيشتر خانه‌هاى طرسوس و انطاكيه و ديگر شهرهاى شام و فلسطين و مصر فراوان كشتند كه از آن پيش شناخته نبود اما عطر و رنگى را كه در هند داشت و از آب و خاك و اقليم آنديار بود ، نداشت . مصر بكشت ليمو معروف بود از اقسام آن يكى " ليموى بهى " بود كه بىشكر توانستند خورد كه كمتر ترش بود و مزه‌اى خوش داشت و نيز در مصر خربزه‌هاى خوب بود كه همه جا خريدار داشت . يك نوع خربزه ممتاز منسوب به عبد الله طاهر حاكم مصر در ايام مأمون عبد لاوى نام داشت كه عبد الله بذر آن را از خراسان آورده بود ، در شام به نكوئى معروف بود . در عراق ، بخصوص بصره ، و كرمان و شمال افريقا خرما فراوان بود كه ببازارهاى دور ميرفت ، در شام و شمال افريقا زيتون بسيار بود ، نابلس و حلب به روغن - كشى معروف بود و روغن زيتون خوب آنجا ميگرفتند . كشت نيشكر در بعضى نقاط