حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
648
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
زراعت پيش از اين درباره زراعت شمهاى بگفتم ، بدوران عباسيان در كار زراعت و آبيارى بهبودها بود و در مصر و عراق و يمن و شمال شرقى ايران و ماوراء النهر و هند كار آبيارى نسق يافت و چنان دقيق بود كه فرنگان از آن تقليد كردند ، دولت عباسى به نگهدارى سدها و حفر ترعهها علاقه بسيار داشت ، و اين كار موظفان خاص داشت كه رخنه كوچكى در يك سد ميتوانست ويرانى بسيار پديد آرد . در مرو براى نسق آب ديوانى خاص بود بنام " ديوان آب " و براى نظارت رئيسى عاليمقام داشت كه چند هزار كس دستيار وى بودند . در سجلات ديوان آب خراج زمينها را بتفاوت روش آبيارى ثبت كرده بودند كه اگر از آب باران سيراب ميشد نيم عشر و اگر نه ، يك عشر خراج ميداد . بر نهرها نيز مقياسها نهاده بودند تا خراج زمين را به حساب مقدار آب دريافت كنند . وسيله عادى زراعت گاو بود . در اردبيل هشت گاو را بيك خيش مىبستند و هر دو گاو را يكى ميراند ، تقويت زمين با كود كه رسمى بسيار قديم است بدقت رعايت ميشد ، براى حفظ حاصل از دستبرد پرندگان و حيوانات از كودكان استفاده ميكردند . تربيت حيوانات رايج بود ، گاو را براى شير نگه ميداشتند ، گاوميش از هند آورده بودند و بقرن چهارم و بعد كه مردابها در ناحيه عراق وسعت يافت اهميت گاوميش بيشتر شد ،