حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

642

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

بويهى ( 379 - 403 ) قضا و حج و مظالم را به ابو الحسين موسى علوى سپرد اما قادر از تصويب آن ابا ورزيد كه ابو الحسين شيعه دوازده امامى بود . قاضى القضاة چيزى نظير وزير عدليه عصر ما بود كه در بغداد مىنشست و قاضيان ولايتها را او ميفرستاد . ابو يوسف صاحب كتاب " الخراج " نخستين كس بود كه بدوران هارون الرشيد عنوان " قاضى القضاة " يافت . بدوران‌هاى بعد نيز اين عنوان بود . سيوطى گويد : " اختيارات قاضى وسعت يافت و بدعاوى حقوقى و اوقاف و نصب وصى ميرسيد و غالبا كار نگهبانى و مظالم و احتساب و ضرب سكه و بيت المال نيز با او بود . " در آغاز كار قاضى به مسجد مىنشست . بعدها متوجه شدند كه اين با حرمت خانه خدا سازگار نيست و معتضد ( 279 - 289 ) قاضيان را از نشستن در مسجدها منع كرد و بعضى از آنها در خانه خويش قضاوت ميكردند . قاضى القضاة بغداد ديوانى داشت كه به همين عنوان معروف بود . دبير ديوان قضا ماهانه 300 درم ميگرفت ، حاجب 150 درم و منشى احكام 100 درم و خزانه‌دار كه همه اوراق بنزد او بود با دستيارانش 600 درم ميگرفتند . تأمل در حال شهود از اين دوران معمول شد اگر شاهد به امانت شهره بود و دليلى بر رد او نبود قاضى شهادتش را ميپذيرفت و اگر شهرت امانت نداشت شهادتش مقبول نبود اگر شناخته نبود از همسايگانش ميپرسيدند و گروه شاهدان دائم و مقبول از اينجا پديد شد ، قاضى در رأى خود مستقل بود و وساطت و شفاعت كمتر ميپذيرفت . قاضى عسكر عضد الدوله از او خواست تا بقاضى بگويد يكى را كه بشهادت پيش او ميرفت عادل شناسد و شهادتش را بشنود عضد الدوله گفت : " اين به تو مربوط نيست ، كار تو اينست كه از افزايش مستمرى درجه‌دارى يا تغيير مقام سربازى سخن كنى . قبول شهادت مربوط بقاضى است و من و تو حق سخن درباره آن نداريم . " قاضى بهنگام قضا لباس سياه بتن ميكرد كه شعار عباسيان بود و عمامه سياه بر كلاهى