حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

626

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

هلال صابى درباره روش امتحان و مراتب توفيق ورد گويد : " سرداران و جوانان در حضور خليفه بميدان مىايستادند و دبيران عطا دور تر جا ميگرفتند كه ديده نشوند . سردار ميامد و فهرست سربازان خويش را با ميزان مقرريشان همراه داشت غلامى فهرست را ميگرفت بخليفه ميداد و عبيد الله وزير نامها را ميخواند و سربازان به ترتيب نام به ميدان ميشدند . هدفى منصوب بود و امتحان تير مىدادند ، هر كه نكو تير ميانداخت و بر خويش تسلط داشت و بر زين راست بود و بهدف يا نزديك هدف ميزد بعلامت نكو مقابل نام او " ن " مينوشتند و هر كه از اينمرحله فروتر بود " ط " يعنى متوسط داشت و هر كه سوارى نيك ندانست و هدف زدن نتوانست " د " يعنى بد ميگرفت آنگاه نتيجه امتحان را بنزد منشيان ميفرستادند تا علائم سربازان را ببينند و با نشانه‌هايى كه مضبوط داشتند تطبيق كنند تا كسى بجاى ديگرى نيامده باشد . بهنگام جنگ سپاه پنج قسمت بود : قلب كه محل فرمانده بود و ميمنه و ميسره و طليعه و ساقه ، طليعه پيشاپيش ميرفت و گروهى سربازان نخبه كه زره براق و خود فولاد داشتند و سلاحشان نيزه بود وابسته آن بودند . سيد امير على گويد : " بىگفتگو منظره سپاه عرب كه راه خود را بصفهاى دراز در ولايت دشمن ميسپرد عظمت و شكوهى داشت ، سواران در مقدمه بودند و تيراندازان از دو سويشان از آن پس پيادگان بودند كه بصفهاى فشرده و نظمى جالب ميامدند و از پى آنها شتران باربر و ذخيره و خيمه و لوازم بود ، از آن پس بهدارى و وسايل حمل بيماران بود سپس ابزارهاى جنگى بود چون منجنيق‌ها و ارابه‌ها . اگر خليفه يا يكى از خاندان وى در سپاه بود ، منظرهء آن جلال ديگر داشت كه نگهبابان خلافت لباسهاى الوان بتن داشتند و پرچمها كه شعار خلافت بحروف طلائى بر آن نقش بود به دست سرداران و اميران لباسهاى مجلل پوشيده بودند ، حقا مناظرى باشكوه بود ، وقتى طليعه سپاه باردوگاه ميرسيد خندق كنى آغاز ميشد كه آيين سپاه ميگفت بىاحتياط لازم در قبال هجوم ناگهانى دشمن به جائى مقام نكنند و چون سپاه عمده ميرسيد خيمه‌ها