حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
611
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
داشتند گاه ميشد كه دبيرى مقدمه وزارت بود . متوكل از پس ابن زيات ، ابو الوزير را دبير خود كرد اما عنوان وزارت نداد ، مقتدر ابن فرات را كه دبير بود وزير كرد . گاه ميشد كه دبيران سردار سپاه ميشدند چون محمد بن سليمان دبير كه حسين بن زكرويه قرمطى را سركوب كرد و خطر را از شام دور كرد ( 291 ) و سال بعد بجنگ طولونيان مصر رفت . دبير گرفتن خاص خليفگان نبود امير الامرايان و شاهان بويهى و ولايتداران نيز دبيرانى داشتند كه در كارها معاونت ايشان ميكردند . بجكم كه امير الامراى راضى و متقى بود دبيرى بنام كوفى داشت و او در خليفه شدن متقى مؤثر بود . توزون كه در ايام متقى امير الامرا شد شيرزاد را دبير خويش كرد . ابن عميد وزير ركن الدوله ، اسمعيل بن عباد را دبير خويش داشت و تربيت مؤيد الدوله پسر ركن الدوله را به دو محول كرده بود . احمد بن طولون نخست احمد بن واسطى را دبير داشت و از پس او جعفر مصرى را دبير كرد كه گوئى لياقت كافى نداشت و احمد بن خاقان به ابن طولون گفت كه او را بر كنار كند و او گفت : " نگهش ميدارم براى آنكه مصرى است " و ابن - خاقان گفت : " گوئى امير دبير مصرى را بر دبير بغدادى ترجيح ميدهد " گفت : " چنين نيست اما هر كه بر ولايتى حكومت كند بهتر است دبير وى از آنجا باشد كه ياران و كسان دبير با او باشند و بهره برند و هم در آنجا مستغلات اندوزد و ضمان گناه احتمالى وى باشد . كسانش نيز به خدمت حكومت باشند اما دبير عراقى چنين نباشد كه مستغل بولايت خود كند و با كسانى دمساز شود كه گويند ولايت خويش را آباد كند و پيوسته نگران آنجا باشد از اينرو از دبيران سامره با آنكه دانم كه در كار دبيرى استادترند چشم پوشيدم . " و ابن خاقان اين رأى را بپسنديد . در دولت فاطميان دبيرى تالى وزارت بود و خليفگان اين منصب را جز به كسانى كه لياقتشان را آزموده بودند و توانائى و تدبير كافى داشتند نميدادند و دبير اگر