حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
601
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
سنيان ، فاطميان را عبيديان خواندند كه نسب ايشان به عبيد الله مهدى خليفه اول فاطمى ميرسيد . و هم علويان ناميدند كه دعوى نسب از على داشتند و " فاطميان " كه منسوب بفاطمه زهرا بودند و نيز عنوان " شاهان " بايشان داده ميشد . فاطميان نيز چون عباسيان نام خدا را بلقب خويش ميافزودند چون المعزلدين الله ، العزيز بالله الحاكم بالله ، الظاهر لدين الله ، المستنصر بالله . در انتخاب وليعهد نيز فاطميان بروش عباسيان رفتند خليفه در اواخر عمر وليعهدى را بيكى از فرزندان خويش ميداد آنگاه از پس وفات وى بيعت وليعهد تجديد ميشد ، بدوران مستنصر كه خلافت فاطمى بضعف افتاده بود . انتخاب وليعهد با سرداران سپاه و بزرگان دولت بود و رأى خليفه رعايت نميشد چنان كه بدر جمالى از پس المستنصر پسر وى مستعلى را كه كوچكتر بود بخلافت برداشت و نزار را كه بزرگتر بود و بتعيين پدر وليعهد بود بگذاشت كه طرفداران خاندان فاطمى اختلاف كردند و نزاريه و مستعليه شدند آقا خان و پيروانش كه در هند بسيارند از نزاريهاند و بهاريان اسماعيلى كه در هند بسر مىبرند از مستعليهاند . خلافت اموى در اندلس اميران اموى اندلس لقب متعدد داشتند كه از جمله امير و سلطان و خليفهزاده بود . و چون عبد الرحمن ناصر بحكومت رسيد و كارش استقرار يافت و ضعف بغداد را بدانست كه قدرت خليفه بيرون بغداد نبود و زنان و غلامان و تركان در كارها دخالت داشتند و نيز از آن خطر كه از جانب خلافت فاطمى شيعه قدرت وى را تهديد ميكرد آگهى يافت و خويشتن را در دفاع از قلمرو اسلام در قبال مسيحيان و هجوم بقلمرو ايشان كم از عباسيان و فاطميان نديد ، عنوان خلافت و لقب امير المؤمنين گرفت و بسال 317 بگفت تا بمنبرهاى قرطبه عنوان وى را امير المؤمنين گويند و بولايتها نامه نوشت كه چنين كنند و خلافت سوم بر خلافت عباسى و فاطمى افزوده شد . در واقع عبد -