حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
559
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
شورش زنگان زنگان از غلامان افريقائى بودند كه با شورش خود مدتها پايتخت خلافت را نگران داشتند و اين شورش كه چهارده سال دوام يافت در مردابهاى ميان بصره و واسط بود و گروهى بندگان فرارى از دهات و شهرهاى اطراف بدان پيوسته بودند . سالار زنگان يكى پارسىنژاد بود بنام على از مردم طالقان كه ميگفت از نژاد على زين العابدينم و عنايت الهى مرا فرستاده تا غلامانرا از بدبختى برهانم و دعوى غيب و پيغمبرى ميكرد و با آنكه دعوى نسب از على و فاطمه داشت عقايد شيعى نداشت و بمذهب خارجيان متمايل بود . نلدكه گويد : " اين پيشواى انقلابى دلخواه پيروان خود را شناخته بود و چون مذهب خارجيان با افكار مساوات طلبى آنها مناسبتر بود به اين مذهب تظاهر ميكرد بنژاد على و فاطمه تفاخر داشت اما چون در مذهب شيعه امامت موروثى است و اين بخلاف دلخواه غلامان بود از آن چيزى نميگفت . از اينجا معلوم مىشود كه چرا قرمط بنيانگزار مذهب قرمطيان كه شيعيان افراطى بودند و سالها بيم و اضطراب در بيشتر ولايتهاى اسلام افكندند ، نخواست با سالار غلامان رابطه برقرار كند و از فايدهها كه همكارى او داشت چشم پوشيد ، بهر حال خيلى زود كار سالار زنگان فاش شد و دشمنانش او را دروغزن و خبيث خواندند . " سالار زنگان در آغاز كار ببغداد بود و با اطرافيان مستنصر رابطه داشت و بسال 249 به بحرين رفت و در بصره و اطراف سخن از آزادى بندگان گفت و قلوب غلامان را جلب كرد كه از مالكان خود بريدند و به دو پيوستند و كارش بالا گرفت و دعوتش در مردم هجر و بحرين و عراق نفوذ يافت ، آنگاه بسال 254 ببغداد رفت و سالى آنجا ببود و ميگفت از ضمير كسان خويش خبر دارد . مايه توفيق سالار زنگان بدبختى غلامان بود كه بوعده آزادى بهيجان آمده بودند