حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
558
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
ولايتها را بگرفت و قلعهها به پا كرد و نيروى دو حريف بنزديك سنجار روبرو شد و گر چه هارون فيروز شد ، اما نيروى خارجيان ضعيف شد و عباسيان بر آنها ظفر يافتند و عامل معتضد بر شهر آمد ، به محمد بن عباده خارجى دست يافت و او را ببغداد فرستاد . حاكم موصل نيز هارون را بشكست ( 282 ) و سال بعد حسين بن حمدان بر او ظفر يافت و وى را ببغداد برد و معتضد خرسند شد و حسين را خلعت و طوق داد و برادرانش را نيز مخلع كرد . هارون را بر فيل بپايتخت بردند و خليفه بفرمود تا بند از حمدان پدر حسين كه در حبس بود بردارند و با وى نيكى كنند و وعده آزادى به دو داد و چون هارون را بر فيل ميبردند خواستند جامه ديباى رنگين بر او پوشند و نگذاشت گفت حرام است و به اجبار پوشاندند و چون او را بر دار ميكردند فرياد كرد : " حكميت خاص خداست و گر چه كافران نخواهند . " وى از خارجيان صفرى بود . با مرگ هارون كار خارجيان موصل سست شد اما خارجيان افريقيه پيوسته مايه اضطراب فاطميان بودند در يمن و عمان نيز عباسيانرا نگران داشتند . در ايام عبيد الله مهدى نفوذ خارجيان افريقيه كه ابو يزيد مخلد پيشوايشان بود فزون شد ، بدوران پسرش قائم خطر ابو يزيد بيشتر شد و بسال 333 سپاهش در قلمرو فاطميان پراكنده شد و نزديك بود مهديه پايتخت ايشان را بگيرد و خطر همچنان بود تا بدوران منصور كه فاطميان سپاه ابو يزيد را بشكستند و او را گرفتند و بمهديه بردند و از آن زخم كه در جنگ خورده بود بمرد . در يمن و عمان نيز خارجيان كر و فرى داشتند ، بسال 442 بر عمان مركز ولايت استيلا يافتند و عامل بويهيان را از آنجا براندند و آرامش و امن آوردند . ابن راشد پيشواشان عدالت كرد و مالياتها را برداشت و خطبه را بنام خويش كرد و پشمينه پوشيد و جائى به شكل مسجد ساخت .