حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
557
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
افتاد . مساور چون بيشتر خارجيان معتدل كه در اواخر عصر اموى بودند ميگفت گنهكار را كافر نبايد شمرد و توبه او مقبول است ، اما مخالفانش كه پيشوايى بنام عبيده داشتند چون خارجيان قديم ميگفتند گنهكار كافر است و جهنمى و توبه او مقبول نيست . كار اختلاف بالا گرفت و بسال 257 بنزديك موصل ميان دو گروه جنگى شد كه مساور بر حريف غالب آمد و او را بشكست اما خليفه عباسى فرصت يافت و نيروئى فرستاد كه به چند پيكار شوكت مساور را ببرد و او را از موصل و حديثه برون راند اما مساور مغلوب نشد و بجنگ و گريز نيروى خليفه را خسته كرد و بناچار تعاقب او مسكوت ماند و سپاه بپايتخت بازگشت و مساور بار ديگر بر موصل تسلط يافت و خراج آنجا را بگرفت و قوت يافت . ابن اثير ضمن حوادث سال 257 آورده كه على بن مساور و طوقاى خارجى با چهار هزار كس در موصل فتنه و فساد كردند . طبرى نيز ضمن حوادث سال 260 آورده كه كردان بمساور خارجى پيوستند و يكى از بزرگان ربيعه را كشتند و ميانشان جنگ شد . بسال 263 مساور بمرد و ايوب بجلى پيشواى خارجيان شد و ميان او و محمد خرزاد كه ميگفت مساور جانشينى را به دو داده است جنگ شد و ايوب كشته شد و پيشوائى به محمد وراقى رسيد كه معروف بغلام بود و او نيز كشته شد و با هارون بجلى بيعت كردند پيروانش فزون شدند و بر محمد خرزاد فيروز شد و همه ولايت موصل از او شد و خراج آن را گرفت . بدينسان خارجيان در موصل استقرار يافتند و بسال 272 كه بنى - شيبان بر آن ولايت حمله بردند ، ايشانرا دفع كردند و هم سپاه يوسف ابى الساج را كه سال بعد بفتح موصل آمده بود تارومار كردند و بسال 276 كه بار ديگر شيبانيان بفتح نينوى رفتند نيروى ايشان را شكستند . اما كار خارجيان از اختلافها كه ميان خود داشتند سستى گرفت ، محمد بن عباده معروف به ابى جوزه بخلاف هارون برخاست و بسيار كسان تابع وى شدند و بعضى