حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

556

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

بودند و اصول مذهب را نيك مىدانستند و ديگر جسمانيان كه آنها نيز دو گروه ميشدند جسمانيان خاصه و جسمانيان عامه ، جسمانيان خاصه كار جنگ و سالارى داشتند و جسمانيان عامه ، عوام بودند كه از مذهب جز نام نمىدانستند از گروه جسمانيان كسى بگروه روحانيان نميتوانست رفت مگر آزمايشهاى بسيار دهد و آشكار شود كه اصول مذهب را درك تواند كرد و اطمينان حاصل آيد كه در جمع درزيان عضوى مفيد و واقف برموز دين مىشود . حمزه و ديگر دعوتگران درزى مؤلفات بسيار دارند كه بسيارى غوامض مذهبشان را روشن مىكند و از آن معلوم توان داشت كه اينان افراطيان اسمعيلى بوده‌اند و مايه كارشان از اسمعيليان دور نيست . بناى رسالات ايشان بر نظريات فلسفى است كه از عقايد باطنيان و معتزليان گرفته‌اند زيرا فلسفه كه به پندار فاطميان اساس شريعت بود بدوران حاكم جاى قرآن و سنت را گرفت . از رسائل درزيان معلوم مىشود كه داعى الدعاة صد و پنجاه و يك دستيار داشته كه هر يك دعوتگر ديگر بوده‌اند و اينان بجز مؤذنان و خطيبان مسجدها بودند كه تبليغ مذهب ميكردند . خوارج خوارج كه در سقوط دولت اموى سهم مؤثر داشتند ، بدوران اول عباسى براى خليفگان دردسرها فراهم آوردند خاصه در افريقيه كه مردمانش بمذهب خارجيان اباضى و صفرى بودند و در آنجا جنگاوران خارجى كه يكصد هزار و بيشتر بودند از اطاعت ابى جعفر منصور بدر شدند و سپاهش را بشكستند و بارها شهر قيروان را بگرفتند خطر منحصر بدوران اول نبود از شورش خارجيان بدوران بعد نيز خبرها هست . بسال 252 در ايام مستعين مساور خارجى بر ولايتدار موصل بشوريد و بيشتر ولايت را بگرفت . و بارها نيروى عباسيان را بشكست اما كارش استقرار نيافت و سوى حديثه رفت و آنجا را هجرتگاه خويش خواند . وضع مساور از اختلافى كه با بعضى خارجيان در قضيه توبه گنهكار داشت بخطر