حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
537
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
على بن حمود بنى حمود به سال 407 قرطبه را گرفتند و سليمان مستعين را كشتند و چهل سال بر اين ولايت حكومت كردند كه در فواصل آن فترتها بود كه بعضى افراد خاندان اموى خودنمائى ميكردند اما نميتوانستند قدرت ديرين را تجديد كنند كه رقابت بربر و سقلاب و عرب و اسپانيول و فتنههاى پياپى فرصت استقرار و قدرتنمائى نميداد . بسال 407 على بن حمود كه نسب بادريس علوى بنيانگزار دولت ادريسيان مى - برد در اندلس قدرت يافت ، وى پيش از آن ولايت سبته داشت و برادرش قاسم بن حمود در جنوب اندلس حكومت جزيره خضرا داشت و چون سليمان مستعين قوت يافت خيران يكى از سرداران بربر كه دل با هشام مؤيد داشت مردم را بضد سليمان خواند و على بن حمود را تحريك كرد كه بشورد و قرطبه را بگيرد و قدرت را از چنگ سليمان درآورد ، خيلى زود كار خيران بالا گرفت و مردم بسيار بر او فراهم شد و على بن - حمود بدستيارى وى راه قرطبه گرفت و بسال 407 آنجا را متصرف شد و مردم كه پنداشتند هشام مؤيد زنده است با او به اطاعت هشام بيعت كردند و سليمان مستعين با پدر و برادر گرفتار شد و نام على را بر منبرهاى قرطبه در خطبه گفتند و لقب او المتوكل على الله شد . دوزى درباره سرنوشت هشام مؤيد گويد : " وقتى على بن حمود به شهر قرطبه در آمد خيران و همه سقلابيان سپاه بجستجوى هشام برخاستند و چون نتيجه نگرفتند على آسودهخاطر شد و در مجلسى كه همه رجال دولت بودند سليمان مستعين را از سرگذشت هشام پرسيد . سليمان گفت كه او را كشتهاند ، على گفت تا قبر او را نشان دهد و چون سليمان جاى قبر را بنمود كه آن را بشكافتند و على يكى از خادمان هشام را پرسيد آيا اين جثه از اوست و خادم كه ميدانست هشام زنده است از ترس ابن حمود مرگ وى را تأييد كرد و دندان سياهى را كه در فك جثه بود بنمود و گفت بنشانه اين دندان