حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
530
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
در آن دوران اردن پادشاه جليقيه به حكم پناه برد و احترام ديد و حكم او را تأييد كرد و با وى پيمان بست و وعده داد تا او را بر ضد دشمنش يارى كند ، يك بار نيز سپاهى به مغرب اقصى فرستاد و مراكش را بگرفت و نام فاطميان را از خطبه برداشت و هم ناحيه ريف را بگرفت و نفوذ ادريسيان را از آنجا برانداخت . حكم مردى مطالعهدوست بود ، كتابهاى بسيار فراهم آورده بود و كسان ميفرستاد تا از دمشق و قاهره و بغداد نسخههاى كمياب را بخرند و بيارند ، چهارصد هزار كتاب در كتابخانه او جمع بود و او بسيارى از اين كتابها را خوانده بود و بر آن حاشيه نوشته بود كه مردى دانا و مطلع بود و دانشوران حواشى او را بسيار سودمند و گرانبها شمردند . دلبستگى او بكتاب چنان بود كه وقتى كتاب تازهاى در كار تأليف بود كس ميفرستاد و نسخه آن را از مؤلف ميخريد ، چنان كه وقتى از تأليف اغانى خبر يافت از ابو الفرج اصفهانى خواست تا كتاب را به دو بفروشد و يكصد هزار دينار طلا براى او فرستاد و او نيز نسخه اغانى را پيش از آنكه بعراق فرستد براى خليفه اموى فرستاد . حكم بسال 366 بمرد ، دوران حكومتش شانزده سال بود . هشام دوم مؤيد 366 - 399 هشام از پس پدر حكومت يافت و لقب او مؤيد شد . بهنگام خلافت ده ساله بود و مادرش كه كنيزكى صبح نام بود امور را قبضه كرد و كار مملكت بدست ابو عامر محمد افتاد . وى در دهكدهاى بجنوب اندلس تولد يافته بود و براى تعليم به جامع قرطبه رفته بود هوشى فراوان و همتى بلند داشت و بسيار جاهطلب بود وقتى خلافت بهشام رسيد ابو عامر به صبح مادر وى تقرب جست ، نخست كار او دبيرى قصر بود و به زودى با حاجب بزرگ كه منصبى مانند نخستوزير داشت نزديك شد و توجه صبح مادر خليفه را جلب كرد و مناصب معتبر يافت از جمله قضاى بعضى شهرها و مراقبت زكات و مواريث و اداره املاك وليعهد به دو سپرده شد و چون مردى مؤدب و متواضع بود