حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

529

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

نبود و اين عبرت خردمندان تواند شد كه خليفه‌اى بقدرت عبد الرحمن كه كشورها گشود و جنگ‌ها فتح كرد و پنجاه سال با اقتدار حكومت راند از همه ايام بجز چهارده روز دلخوش نبود حقا كه عزت و عظمت بخداى يگانه ميبرازد و بس . " استانلى لينپول گويد : " حقا " كه عبد الرحمن اندلس را از نفاق داخلى و دشمن خارجى خلاص كرد و نه تنها از سقوط رهانيد بلكه آن را دولتى بزرگ كرد كه قرطبه در هيچ دورانى به مال و ثروت مانند ايام ناصر نبود و اندلس در همه تاريخ خويش چون آن روزگار آباد نشده بود . قدرت دولت در ايام او بكمال بود و نفوذ قانون در دلها راسخ شد . آبروى دولت در جهان بزرگ بود و فرستادگان از فرانسه و ايتاليا ميآمدند تا شكوه و جلال او را بستايند ، قدرت و تدبير وى و ثروت كشورش در اروپا و افريقيه ضرب المثل بود . همه اين تغييرات نتيجه وجود يك مرد مقتدر بود كه حوادث سر مخالفت او داشت اما همه چيز را مغلوب كرد و مشكلات را از پيش برداشت ، همه اين موفقيتها نتيجه همت و اراده عبد الرحمن ناصر بود . حكم دوم منتصر 350 - 366 عبد الرحمن آخرين خليفه بنام اموى بود كه در اندلس پا گرفت ، حكم پسر وى در نتيجه فتوحات پدر و زهرچشمى كه از دشمنان گرفته بود چند سالى به آرامش حكومت كرد . مسيحيان شمال آرام شده بودند و دولت اموى را قوى ميديدند بعلاوه عبد الرحمن ناصر دولتى منظم پديد آورده بود كه حكمرانى آن تدبير و دهاى فوق العاده نميخواست . حكم نيز برسم پدر رفت و تغييراتى در سازمان دولت نداد جز اينكه جعفر سقلابى را حاجب خويش كرد . از خاندان اموى هيچكس با خلافت حكم مخالفت نكرد و مايه دردسر او نشد ، حكم طبعا بملايمت و مسالمت راغب بود اما ضعيف و ترسو نبود و هنگاميكه مسيحيان ليون پيمان شكستند و به راه مخالفت رفتند بخويشتن با سپاهى بسركوبشان رفت و هم