حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

484

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

سيف الدوله نيز شاعر بود و شعر نيكو ميسرود . بگفته ثعالبى : " حمدانيان اميرانى نكوروى و زبان‌آور و بخشنده و خردمند بودند و سيف الدوله از ايشان شهره بود . " سعد الدوله و سعيد الدوله 356 - 392 بدوران سعد الدوله پسر سيف الدوله كار حمدانيان سستى گرفت ، ابو فراس حمدانى شاعر مشهور كه پسر ابو العلا سعيد بن حمدان بود بسال 357 كشته شد و نيز قرعويه كه غلام سيف الدوله بود بر سعد الدوله بشوريد و حلب را بگرفت و او را به شهر راه نداد و شش سال همچنان بود سعد الدوله از فرات گذشت و به شهر حماه رفت و از آنجا به حمص رفت و به آبادى و استحكام آنشهر پرداخت كه روميان از آن پيش بسال 358 آنجا را غارت و ويران كرده بودند آنگاه بسال 359 با قرعويه صلح كرد و در حلب خطبه بنام وى كردند اما او اقامت حمص را خوشتر داشت و با فاطميان مصر همدل شد و خطبه را بنام المعز لدين الله فاطمى كرد . بسال 365 سعد الدوله بكجور را از ولايت حمص برداشت و او نامه به العزيز بالله خليفه فاطمى مصر نوشت و ولايتدارى دمشق را خواست با سپاهى از جانب خليفه تا حلب را بگيرد و شوكت حمدانيان را بشكند . بكجور بسال 373 دمشق را بگرفت اما روابط او با يعقوب بن كلس وزير خليفه فاطمى تيره شد كه بكجور ناظر املاك وزير را در دمشق كشته بود و وزير بكشتن وى همى كوشيد و چون بكجور توطئه‌اى را كه براى كشتن او كرده بودند بدانست خشمگين شد و همه كسان وزير را بكشت و بر دار كرد ( 377 ) و از سعد الدوله خواست تا ولايتدارى حمص را به دو باز دهد و او نيز پذيرفت ( 379 ) اما كار وى استقرار نيافت كه روابطش با فاطميان مصر و نيز با سعد الدوله تيره بود و ناچار به بهاء الدوله بويهى پناه برد اما سودى نبرد .