حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

467

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

داشت و احترام ميكرد . از نشانه‌هاى صفاى برادران بويهى آن بود كه وقتى عماد - الدوله را مرگ نزديك شد كس بنزد ركن الدوله فرستاد تا پسر او عضد الدوله را بياورند تا او را جانشين كند كه خود او پسر نداشت . عضد الدوله 338 - 372 از اينقرار پس از عماد الدوله فارس بعضد الدوله رسيد اما نفوذش مستقر نبود كه بعضى سرداران بويهى كينه او داشتند ولى معز - الدوله و ركن الدوله مراقب كار وى بودند . مناسبات عضد الدوله با معز الدوله بصفا بود تا در بغداد قدرت به بختيار رسيد و دست‌اندازى بقلمرو وى آغاز كرد و بسال 357 كرمان آشوب شد و عضد الدوله آنجا را بگرفت و به ابو الفوارس پسر خويش داد و هم بولايت عمان دست انداخت و آن را بقلمرو خويش آورد و چون زنگان بشوريدند و عامل وى را بكشتند سپاهى از كرمان فرستاد و شورش را آرام كرد ( 362 ) و بسال بعد ريشه شورشيان را برآورد . پس از مرگ ركن الدوله بسال 366 دل بتسخير عراق نهاد و در واسط با بختيار پيكار كرد و او را بگرفت و ببغداد فرستاد كه كشته شد و از طائع خلعت گرفت چنان كه از پيش ديديم . بدينسان نفوذ عضد الدوله بر عراق و خوزستان و كرمان و فارس مستقر شد و نيز بر همه ولايتهاى ما بين همدان و رى كه بسال 369 از برادر خويش فخر الدوله گرفت و حكومت آن را بمؤيد الدوله برادر ديگر سپرد . شرف الدوله 372 - 379 گفتيم كه عضد الدوله بسال 357 كرمان را گرفت و به فرزند خويش ابو الفوارس شرف الدوله داد . ابو الفوارس از پس مرگ پدر بسال 372 از كرمان بفارس رفت و نصر بن هارون مسيحى وزير پدر را كه با او بددلى كرده بود بگرفت و بكشت و ابو الحسين محمد علوى و ابو احمد موسوى نقيب پدر شريف رضى و قاضى ابو محمد معروف و ابو نصر خواشاذه را كه عضد الدوله ببند كرده بود آزاد كرد و با صمصام الدوله درافتاد و نام