حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

468

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

وى را از خطبه برداشت و بنام خويش كرد و عنوان تاج الدوله يافت و به بصره تاخت و آنجا را بگرفت و به ابو الحسن احمد برادر خويش داد و همچنان ببود تا پس از سه سال كه شرف الدوله او را بگرفت . صمصام الدوله از رقابت برادر بيم داشت به همين جهت وقتى دولت عراق يافت دو برادر خويش ابو الحسين احمد و ابو طاهر فيروز شاه را خلعت و ولايت فارس داد و بفرمود تا شرف الدوله را از آنجا دور كنند اما شرف الدوله پيشدستى كرده و بر فارس تسلط يافته بود و به اهواز رفت و در آنجا با صمصام الدوله جنگيد و ظفر يافت و اهواز را به قلمرو خويش برد ( 373 ) . بسال 375 ابو الحسين احمد بر اهواز دست انداخت و شرف الدوله وى را از آنجا براند و سپس ببصره رفت و ابو طاهر فيروز شاه را بگرفت و صمصام الدوله از او بيمناك شد و در ميانه صلح رفت كه نام شرف الدوله بخطبه پيش از صمصام الدوله ياد شود و حكومت عراق از او باشد و صمصام الدوله نيابت او كند و ابو نصر بهاء الدوله برادرش را از بند آزاد كند و طائع به دو خلعت داد كه رسم بود هر كه در عراق قدرت را بدست آرد از خليفه خلعت گيرد . اما صلح نپائيد و شرف الدوله آهنگ بغداد كرد و ولايت را بگرفت ( 376 ) و صمصام الدوله را بفارس فرستاد و ببند كرد و محبوس داشت و ميل كشيد . صمصام الدوله 379 - 388 و چون بسال 379 شرف الدوله بمرد صمصام الدوله از بند گريخت و گروهى از ديلمان بر او فراهم شدند و با بهاء الدوله كه از پس شرف الدوله حكومت عراق يافته بود پيكار كرد و هم با ابو على پسر شرف الدوله كه از جانب پدر ولايت فارس داشت درافتاد و بسال 380 بنزديك شيراز بر سپاه بهاء الدوله فيروز شد و صلح شد كه فارس از صمصام الدوله باشد و از آن پس بسال 385 اهواز و بسال 386 بصره را گرفت و اگر مهذب الدوله