حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
463
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
بشكست اما در همان اوان مودود گروهى از غزان را در اطراف بست تارومار كرد . مودود به گرفتاريهاى هند نيز مشغول بود . بگفته ابن اثير سه تن از شاهان هند با بعضى راجگان هم پيمان شدند و لاهور پايتخت هندى غزنويان را محاصره كردند و مودود سپاهى بزرگ فرستاد و هندوان را تارومار كرد و مهابت غزنويان در هند شمالى تا مدتى زنده شد آنگاه براى دفع خطر سلجوقيان از ولايتداران كمك خواست و گفت تا هر ولايتى را كه از سلجوقيان پس گرفتند ولايتدار آن باشند . فرمانرواى اصفهان بكمك او سخت بجنبيد اما بسيارى از سپاه او در راه صحرا نابود شد . شاه ترك به ترمذ تاخت و سلجوقيان را از آنجا براند و نيز گروهى از تركان بتأييد وى بخوارزم شدند . مودود بسال 441 به پيكار سلجوقيان از غزنين درآمد اما بيمار شد و بپايتخت بازگشت و در رجب همانسال بمرد در اينهنگام وى بيست و نه سال داشت و دوران سلطنتش نه سال و ده ماه بود . مرگ ناگهانى مودود نگذاشت كار سلجوقيان را يكسره كند كه مردى شجاع و ثابت قدم بود و شوكت دولت را بيفزود و ايام محمود غزنوى را زنده كرد . عبد الرشيد 441 - 444 از پس مودود ، مسعود دوم فرزند او فقط پنجروز سلطنت كرد آنگاه عموى وى على پسر مسعود اول را بسلطنت برداشتند و عبد الرشيد پسر محمود كه آشفتگى كارها را بديد سر برداشت و سپاه را مطيع خويش كرد و راه غزنين گرفت و على بن مسعود بگريخت و كار او پايه گرفت و لقب عز الدوله و شمس دين الله و سيف الدوله و بقولى جمال الدوله يافت . عبد الرشيد براى بيرون راندن سلجوقيان از خراسان كوشش آغاز كرد و براى اين كار از طغرل شوهر خواهر مودود كمك گرفت و چون طغرل قوتى يافت راه غزنين گرفت و تا شش فرسخى راند و بفريب بعبد الرشيد پيغام داد كه سپاهيان او را بطلب اضافه مقررى ببازگشت وادار كردهاند عبد الرشيد به قلعه غزنين پناه برد اما طغرل