حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
457
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
محمود آهنگ آن ولايت كرد و بر آن تسلط يافت و شورشيان را تنبيه كرد و نايبى از جانب خويش بر آنجا گماشت و فتح كشمير را آماده شد . بسال بعد از غزنه راهى شد و سه ماه برفت و از سيحون و چيلوم گذشت و شاهان آن نواحى را باطاعت آورد و آنگاه بكشمير رسيد كه فرمانرواى آنديار مطيع وى شد و اسلام آورد . راجه باران كه هودب يا هروتا نام داشت چون خبر محمود را بشنيد از عقوبت خداى بر حيات خويش بيمناك شد و بدانست كه از اطاعت اسلام چاره نيست كه هالهاى از نيروى خدايى را در اطراف اين دين ميديد و با ده هزار كس بيامد كه رغبت باسلام و دشمنى كافران را اعلام داشتند آنگاه محمود رو بقلعه كلجند كرد كه راجه مهبان در آنجا بود و پيكارى سخت افتاد و اموال وى غنيمت مسلمانان شد و قلعهها بگشودند آنگاه رو به شهر مثورا آورد كه عبادتگاه هندوان بود و بتهاى بزرگ و از جمله پنج بت از زر سرخ جواهرنشان و 690000 مثقال طلا و 200 بت نقره در آنجا بود كه همگى غنيمت محمود شد ، آنگاه آهنگ كنوج كرد كه بر ساحل گنگ بود و هفت قلعه استوار داشت ، راچپال فرمانرواى آنجا بگريخت و محمود از گنگ گذشته و همه قلعهها را بگشود در آنجا 000 / 10 بتخانه بود . آنگاه سوى قلعه بر همنان رفت كه مجهاوان نام داشت ، برهمنان جنگى سخت كردند و شكسته شدند و جز معدودى از ايشان زنده نماند ، آنگاه سوى قلعه آسى رفت كه بر ساحل گنگ بود و چند پال حاكم قلعه بگريخت و آسان گشوده شد از آن پس بسوى قلعه شروه رفت و چندراى حاكم آنجا اموال خويش را با فيلها بكوهستانها برد و قلعه و غنايم از آن محمود شد و از پى چندى راى رفت و اسير فراوان گرفت و همه مال و فيل را كه با آنها بود بچنگ آورد ، در اينجنگ چندان اسير بچنگ وى افتاد كه يكى را به كمتر از ده درم فروختند . شاهان و اميران هند از فيروزيهاى محمود و سستىاى كه در مقابله او كرده بودند بهيجان آمدند و ننداراجه كالنجار باتفاق راجه گراليار بر راچپال راجه كوج تاختند و