حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

456

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

جواليار و دلها و ديگران روبرو شد و چيزى نمانده بود كه هندوان بر مسلمانان فيروز شوند . از آن پس محمود از پى ابرهمن پال تا قلعه بهيم نغر كه خزينه بت بزرگ هندوان بود و ذخاير و جواهر فراوان بدانجا برده بودند ، پيش راند و جنگ انداخت و حصار افكند و هندوان را به امان آورد تا در را بگشودند و مسلمانان قلعه را بگرفتند و محمود با ياران خاص و معتمدان خويش بالا رفت و جواهر بيشمار بدست آورد با نود ميليون درم شاهى و هفتصد هزار و چهارصد من ظروف طلا . در آنجا خانه‌اى پر از طلا بود به طول سى و عرض بيست و پنج ذراع . كالاهاى ديگر جزو غنائم بود و اينهمه را بغزنين برد و صحن خانه خويش را بجواهر فرش كرد و فرستادگان و شاهانرا كه فراهم آمده بودند بخواند تا آنچه را نديده و نشنيده بودند بديدند . در نتيجه اين فيروزى پيمان هندوان بگسست و بيم بر راجگان غالب شد و انندپال غرامت بسيار داد با تعهد باج سالانه و اينكه مانع عبور محمود از پنجاب نشود . در اين اثنا داود حاكم ملتان بمذهب قرمطيان بازگشته بود ، محمود بسال 400 به ولايت وى راند و پايتخت آن را بگرفت و مردم بسيار بكشت و داود را دستگير كرد و به غور فرستاد كه همه عمر در آنجا بود و هم بسال 404 محمود ناردين را بگشود و بت معروف آنجا را بشكست و غنايم بسيار گرفت . از آن پس محمود عزم كشمير كرد اما در آن پيكارها كه بسال 404 و 405 و 406 بود توفيق نيافت و از طغيان رودها بسيار كس از سپاه وى مفقود يا مغروق شد و با آنكه ملتزم جنگ هر ساله هند بود بسال 407 به كار خوارزم مشغول بود كه مأمون خوارزمشاه كه خواهر محمود را بزنى گرفته و مطيع او شده بود و ميخواست در ولايت خود نام وى را بخطبه ياد كند از طرف سرداران خويش كشته شد و پسرش را بجايش برداشتند .